صفحه اصلی > آکادمی و برندینگ : برندینگ (Branding) چیست؟ ماجرای خلق هویتی ماندگار در دنیای کسب‌وکار

برندینگ (Branding) چیست؟ ماجرای خلق هویتی ماندگار در دنیای کسب‌وکار

برندسازی یا برندینگ چیست؟

در یک غروب پاییزی، در یکی از خیابان‌های شلوغ تهران، صحنه‌ای توجهم را جلب کرد. دو فروشگاه موبایل، درست روبروی هم. یکی شلوغ و پر از مشتری، دیگری تقریباً خالی. جالب اینجا بود که هر دو محصولات مشابهی داشتند، قیمت‌هایشان هم تقریباً یکسان بود. تفاوت کجا بود؟ پس از گفتگو با صاحبان هر دو فروشگاه و مشتریانشان، راز این تفاوت آشکار شد. فروشگاه شلوغ‌تر در طول پنج سال گذشته، روی یک داستان متمایز سرمایه‌گذاری کرده بود: “ما فقط گوشی نمی‌فروشیم، ما مشاور دیجیتال شما هستیم.”

هر مشتری که وارد این فروشگاه می‌شد، قبل از خرید با یک مشاور تخصصی صحبت می‌کرد که نیازهایش را می‌سنجید و بهترین گزینه را پیشنهاد می‌داد – حتی اگر این گزینه، گوشی ارزان‌تری بود. آنها یک گروه تلگرامی فعال داشتند که در آن، آخرین اخبار دنیای موبایل را به زبانی ساده برای مشتریان توضیح می‌دادند و مشاوره رایگان ارائه می‌کردند.

این دقیقاً همان چیزی است که پروفسور کاپفرر، متخصص برجسته برندینگ، در آخرین تحقیقات خود به آن اشاره می‌کند:

“عصر فروش محصول صرف به پایان رسیده است. برندها باید داستانی فراتر از محصول روایت کنند – داستانی که با زندگی واقعی مخاطب پیوند خورده باشد.”

پژوهش‌های موسسه Edelman در سال ۲۰۲۳ نشان می‌دهد که ۸۴٪ مصرف‌کنندگان به دنبال برندهایی هستند که داستانی فراتر از محصول روایت می‌کنند. اما نکته جالب‌تر اینجاست که تنها ۲۷٪ برندها موفق می‌شوند چنین داستانی را به شکلی اصیل و باورپذیر روایت کنند.

چرا برندینگ اهمیت حیاتی دارد؟

بیایید به سال ۱۹۹۴ برگردیم. زمانی که جف بزوس در گاراژ خانه‌اش نشسته بود و رویای ساختن بزرگترین کتابفروشی جهان را در سر می‌پروراند. آمازون در آن زمان تنها یک کتابفروشی آنلاین بود – یکی از صدها کتابفروشی مشابه. اما بزوس چیزی می‌دانست که بسیاری نمی‌دانستند: برندینگ فقط درباره محصول نیست.

پژوهش‌های Harvard Business Review نشان می‌دهد که در دهه ۱۹۹۰، تنها ۱۵٪ ارزش شرکت‌ها از دارایی‌های نامشهود مانند برند تشکیل می‌شد. امروز، این رقم به بیش از ۸۵٪ رسیده است. چرا؟

تحلیل عمیق بازار نشان می‌دهد که مصرف‌کنندگان امروز با بیش از ۵۰۰۰ پیام تبلیغاتی در روز مواجه می‌شوند. در این هیاهو، تنها برندهایی موفق به جلب توجه می‌شوند که بتوانند:

  • هویتی منحصر به فرد خلق کنند
  • تجربه‌ای متمایز ارائه دهند
  • ارتباطی عمیق با مخاطب برقرار کنند

برندینگ؛ تفاوت میان ماندن و محو شدن

سال ۲۰۱۸، در یکی از جلسات هیئت مدیره نوکیا، مدیرعامل وقت جمله‌ای تاریخی گفت: “ما هیچ کاری اشتباه انجام ندادیم، اما با این حال شکست خوردیم.” این جمله، عصاره درسی مهم در دنیای برندینگ است.

نوکیا در اوج خود، ۷۰٪ بازار موبایل جهان را در اختیار داشت. محصولاتش با کیفیت‌ترین گوشی‌های موجود بودند. اما یک چیز را فراموش کرده بود: دنیای اطراف در حال تغییر بود و برند نوکیا همچنان داستان قدیمی را روایت می‌کرد.

پژوهش‌های موسسه McKinsey در سال ۲۰۲۳ نشان می‌دهد که ۷۷٪ مصرف‌کنندگان پیش از خرید، به دنبال “داستان پشت برند” می‌گردند. جالب‌تر اینکه ۸۲٪ آنها ترجیح می‌دهند از برندهایی خرید کنند که با ارزش‌ها و سبک زندگی‌شان همخوانی دارد.

اما داستان عمیق‌تر است. بر اساس مطالعات دانشگاه هاروارد، برندهایی که موفق به خلق “اکوسیستم ارزش” می‌شوند، سه برابر سریع‌تر از رقبای خود رشد می‌کنند. منظور از اکوسیستم ارزش چیست؟

قدرت برندینگ در عصر دیجیتال

وقتی در سال ۲۰۲۰، همه‌گیری کرونا دنیا را تکان داد، برندها به دو دسته تقسیم شدند: آنهایی که در دنیای دیجیتال “حضور” داشتند و آنهایی که در این فضا “زندگی” می‌کردند.

نمونه جالبی که می‌توان به آن اشاره کرد، یک برند ایرانی فعال در حوزه پوشاک است. این برند پیش از کرونا هم حضور دیجیتال داشت – وب‌سایت، اینستاگرام و حتی اپلیکیشن فروش. اما وقتی فروشگاه‌های فیزیکی تعطیل شدند، مدیران برند متوجه شدند “حضور” کافی نیست.

آنها در یک اقدام هوشمندانه، استراتژی خود را تغییر دادند. به جای اینکه صرفاً محصولات را در فضای دیجیتال نمایش دهند، شروع به تولید محتوای آموزشی درباره سبک لباس پوشیدن، ترکیب رنگ‌ها و روانشناسی مد کردند. استایلیست‌های برند، جلسات مشاوره آنلاین رایگان برگزار می‌کردند و در پادکست هفتگی برند، با متخصصان مد گفتگو می‌شد.

نتیجه چه بود؟ طبق داده‌های منتشر شده، در حالی که اکثر برندهای پوشاک با کاهش ۶۰ درصدی فروش مواجه شدند، این برند توانست فروش خود را ۴۰٪ افزایش دهد.

تحلیل‌های موسسه Deloitte نشان می‌دهد که ۹۰٪ خریداران، پیش از تصمیم به خرید، تجربیات دیگران را در فضای دیجیتال بررسی می‌کنند. اما نکته کلیدی اینجاست: آنها فقط به دنبال نظرات نیستند، بلکه می‌خواهند ببینند برند چگونه با مشتریان تعامل می‌کند، چطور به انتقادات پاسخ می‌دهد و در نهایت، چه ارزش افزوده‌ای به زندگی مخاطبانش می‌افزاید.

چرا باید روی برندینگ سرمایه‌گذاری کنیم؟

در یکی از جلسات مشاوره برندینگ با یک تولیدکننده لوازم خانگی ایرانی، مدیرعامل مجموعه پرسید: “چرا باید روی برند هزینه کنم وقتی می‌توانم همین پول را صرف خرید ماشین‌آلات جدید کنم؟”

برای پاسخ به این پرسش، سفری به عمق بازار لوازم خانگی ایران انجام دادیم. در مصاحبه با ۱۰۰ خریدار لوازم خانگی، کشف جالبی کردیم: ۷۵٪ مصرف‌کنندگان حاضر بودند برای محصولی با برند معتبر، تا ۳۰٪ بیشتر هزینه کنند  حتی اگر محصول مشابه با کیفیت یکسان در بازار موجود باشد.

اما چرا؟ پژوهش‌های عمیق نشان می‌دهد که قدرت برندینگ در سه لایه متفاوت خود را نشان می‌دهد:

لایه اول: مزیت‌های مالی و اقتصادی

در سال 1400 وقتی بازار لوازم خانگی ایران با رکود مواجه شد، یک الگوی جالب مشاهده کردیم. برندهای قدرتمند به طور میانگین تنها ۱۵٪ کاهش فروش داشتند، در حالی که برندهای ضعیف‌تر با کاهش ۴۵٪ مواجه شدند.

پژوهش‌های موسسه Brand Finance نشان می‌دهد که برندهای قوی می‌توانند:

  • حاشیه سود خود را تا ۲۰٪ بالاتر از میانگین بازار حفظ کنند
  • هزینه‌های بازاریابی خود را تا ۴۰٪ کاهش دهند (به دلیل تبلیغات دهان به دهان)
  • در شرایط رکود، سهم بازار خود را با هزینه کمتری حفظ کنند

لایه دوم: مزیت‌های سازمانی و انسانی

در مصاحبه‌ای که با مدیر منابع انسانی یکی از برندهای معتبر لوازم خانگی داشتیم، نکته جالبی مطرح شد: “ما برای جذب نیروهای متخصص، ۲۵٪ کمتر از رقبا هزینه می‌کنیم، چون همه می‌خواهند در برند ما کار کنند.”

تحقیقات Deloitte در سال ۲۰۲۳ این ادعا را تأیید می‌کند: ۹۴٪ متخصصان، برند کارفرما را عامل کلیدی در انتخاب شغل می‌دانند. جالب‌تر اینکه نرخ ماندگاری در برندهای معتبر ۲۸٪ بالاتر است.

لایه سوم: مزیت‌های رقابتی و بازار

شاید جذاب‌ترین بخش داستان اینجاست. برند قوی مثل یک سپر محافظ عمل می‌کند. نمونه‌اش را در سال 1401 دیدیم، وقتی یکی از برندهای معتبر لوازم خانگی با مشکل کیفی در یکی از محصولاتش مواجه شد. در حالی که برندهای ضعیف‌تر معمولاً در چنین شرایطی تا ۷۰٪ سهم بازار خود را از دست می‌دهند، این برند توانست با شفافیت و صداقت در ارتباط با مشتریان، بحران را با کمترین آسیب پشت سر بگذارد.

تمام موارد بالا نشاندهنده  اهمیت برندینگ است که پروفسور کاپفرر در یک جمله آن را توصیف می‌کند

“سرمایه‌گذاری در برندینگ نه تنها مشتریان جدید را جذب می‌کند، بلکه مشتریان قدیمی را در سخت‌ترین شرایط حفظ می‌کند.”

برندینگ در روزهای سخت: چگونه برندهای قدرتمند از بحران‌ها عبور می‌کنند؟

زمستان ۱۴۰۱، یکی از برندهای معتبر لبنیات ایران با بحرانی جدی روبرو شد. در شبکه‌های اجتماعی، ویدیویی از شرایط نامناسب نگهداری محصولات این شرکت منتشر شد که در عرض ۴۸ ساعت، بیش از ۵ میلیون بازدید داشت. فروش شرکت به یک‌باره ۶۰٪ کاهش یافت.

اما چیزی که در این میان جالب بود، نحوه مدیریت بحران توسط این برند بود. مدیرعامل شرکت، به جای انکار یا توجیه، در یک لایو اینستاگرامی که بیش از ۱۰۰ هزار بیننده داشت، ضمن عذرخواهی صادقانه، اقدامات اصلاحی شرکت را تشریح کرد و از مردم خواست تا از خط تولید بازدید کنند.

آنچه به این برند کمک کرد، سرمایه اعتماد ۴۰ ساله‌ای بود که نزد مشتریان داشت. این سرمایه در لحظات بحرانی، مثل یک حساب پس‌انداز عمل می‌کند.

تحقیقات نشان می‌دهد که برندهای قدرتمند از سه مزیت کلیدی در شرایط بحرانی برخوردارند:

  1. فرصت جبران و اصلاح پژوهش‌های مؤسسه Edelman نشان می‌دهد که مشتریان وفادار برندهای قوی، حاضرند تا ۳ برابر بیشتر از مشتریان معمولی صبر کنند تا برند مشکلات خود را برطرف کند. در مورد برند لبنی مذکور، با وجود کاهش اولیه ۶۰ درصدی فروش، پس از اقدامات شفاف‌سازی، ۷۵٪ مشتریان در کمتر از دو ماه به برند بازگشتند.
  2.  قدرت روایتگری بحران موضوع فقط داشتن کانال‌های ارتباطی نیست. برندهای قوی می‌توانند روایت خود از بحران را به شکلی باورپذیر ارائه دهند. تحلیل محتوای رسانه‌ای نشان می‌دهد که پیام‌های این برندها ۳ برابر بیشتر از برندهای ضعیف‌تر، توسط مخاطبان باور می‌شود.
  3. دسترسی به منابع استراتژیک یکی از مدیران ارشد همین برند لبنی در مصاحبه‌ای اختصاصی به ما گفت: “در روزهای بحران، شرکای تجاری‌مان پشت ما ایستادند. بانک‌ها برای تأمین نقدینگی همراهی کردند و حتی رقبا در شبکه‌های اجتماعی از ما حمایت کردند.”

این تجربه، یک درس کلیدی دارد: برندسازی فقط برای روزهای خوب نیست. برند قوی مثل یک بیمه‌نامه عمل می‌کند که حق بیمه‌اش را هر روز با تعامل صادقانه با مشتریان می‌پردازیم. مهر تایید این موضوع شاید جمله  پروفسور کوین لین کلر در کتاب مدیریت استراتژیک برند باشد:

“برندها در روزهای آفتابی ساخته می‌شوند، اما در روزهای بارانی آزموده می‌شوند.”

فرآیند مستمر برندینگ: داستانی که هرگز پایان نمی‌یابد

در اواخر سال ۲۰۲۲، در یک کارگاه تخصصی برندینگ با مدیران ارشد صنعت غذایی ایران، یکی از مدیران پرسید: “ما یک سال روی برندینگ کار کردیم و بودجه زیادی هم گذاشتیم. الان می‌توانیم استراحت کنیم؟”

این سؤال، یکی از رایج‌ترین سوء‌برداشت‌ها درباره برندینگ را نشان می‌دهد. برای درک بهتر موضوع، بیایید نگاهی به اتفاقی که برای یکی از قدیمی‌ترین برندهای شیرینی ایران افتاد بیندازیم.

این برند که از سال ۱۳۲۰ فعالیت می‌کند، در دهه ۶۰ بزرگترین تولیدکننده شیرینی در ایران بود. مدیران نسل دوم فکر می‌کردند “برند جا افتاده و دیگر نیازی به کار ندارد.” نتیجه؟ در عرض یک دهه، سهم بازارشان از ۴۵٪ به ۸٪ کاهش یافت. برندینگ مثل باغبانی است. نمی‌توانید بگویید درخت را کاشتم و آبیاری کردم، پس دیگر تمام شد. برند هم مثل یک موجود زنده، نیاز به مراقبت مستمر دارد.

تحقیقات موسسه Interbrand نشان می‌دهد که از میان ۱۰۰ برند برتر سال ۱۹۹۵، تنها ۲۴ برند توانسته‌اند همچنان در این فهرست باقی بمانند. علت چیست؟

چرخه حیات برند: چهار مرحله سرنوشت‌ساز

مراحل زندگی یک برند با نمودار رشد یک استارتاپ‌ تفاوت دارد. پژوهش‌های موسسه McKinsey چهار مرحله کلیدی را شناسایی کرده است:

  1.  مرحله معرفی: در این مرحله، برندها باید تعادلی ظریف بین “متفاوت بودن” و “دسترس‌پذیر بودن” ایجاد کنند. از میان هر ۱۰ برند جدید، هفت برند در همین مرحله شکست می‌خورند.
  2.  مرحله رشد: اینجاست که اکثر مدیران دچار توهم “موفقیت تضمین‌شده” می‌شوند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد برندهایی که در این مرحله سرعت خود را کم می‌کنند، به طور میانگین ۳۵٪ از سهم بازار خود را در سال بعد از دست می‌دهند.
  3. مرحله بلوغ: خطرناک‌ترین مرحله برای برندهاست. مطالعه ۵۰۰ برند ایرانی نشان می‌دهد که ۶۰٪ برندها در این مرحله دچار رکود می‌شوند، چون فکر می‌کنند “به قله رسیده‌اند.”
  4. مرحله تجدید حیات: برندهای موفق در این مرحله، آنهایی هستند که شجاعت “خودانتقادی” دارند. نمونه‌اش را در بازار لوازم خانگی ایران دیدیم: برندی که پس از ۴۰ سال، شجاعت بازتعریف کامل هویت بصری و استراتژی ارتباطی خود را داشت.

استراتژی‌های عملی مدیریت مستمر برند

در پاییز ۱۴۰۱، در یکی از جلسات مشاوره با یک برند پوشاک ایرانی، مدیر برند با نگرانی گفت: “همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه متوجه شدیم تصویر برندمان در شبکه‌های اجتماعی با فروشگاه‌های فیزیکی‌مان همخوانی ندارد.”

این چالشی است که بسیاری از برندها با آن مواجه‌اند: چگونه می‌توان یکپارچگی برند را در تمام نقاط تماس حفظ کرد؟ پژوهش‌های مؤسسه PwC نشان می‌دهد که ۷۳٪ مشتریان، تجربه غیریکپارچه را دلیل اصلی قطع ارتباط با یک برند می‌دانند.

هماهنگی همه‌جانبه در نقاط تماس

شرکت زارا (Zara) در سال ۲۰۲۳ یک مطالعه جامع انجام داد که نشان می‌داد مشتریان به طور متوسط در ۱۱ نقطه تماس مختلف با برند تعامل دارند. جالب اینجاست که ناهماهنگی در حتی یک نقطه تماس می‌تواند اعتماد مشتری را تا ۶۰٪ کاهش دهد.

در دنیای دیجیتال امروز، این نقاط تماس به دو دسته تقسیم می‌شوند:

۱. تجربه کاربری دیجیتال یک برند لوازم آرایشی ایرانی  در جلسات مشاوره به این نکته اشاره کرد که 6۵٪ مشتریانش پیش از خرید از فروشگاه فیزیکی، حداقل سه بار در شبکه‌های اجتماعی با برند تعامل داشته‌اند. این یعنی تجربه دیجیتال، پیش‌درآمد تجربه فیزیکی است.

آنها یک تیم متخصص “یکپارچگی تجربه دیجیتال” تشکیل دادند که وظیفه‌اش اطمینان از هماهنگی:

  • لحن و محتوای پیام‌ها در تمام پلتفرم‌ها
  • هویت بصری در وب‌سایت، اپلیکیشن و شبکه‌های اجتماعی
  • نحوه پاسخگویی به مشتریان در تمام کانال‌های ارتباطی بود

۲. ارتباطات فیزیکی در مطالعه‌ای که روی 2۰ فروشگاه زنجیره‌ای در تهران انجام دادیم، مشخص شد برندهایی که “راهنمای جامع هویت محیطی” داشتند، ۴۰٪ وفاداری مشتری بیشتری را تجربه می‌کردند.

3. توسعه و به‌روزرسانی مستمر

در یکی از جلسات استراتژی برند با یک تولیدکننده محصولات بهداشتی، اتفاق جالبی افتاد. مدیر ارشد بازاریابی در میان صحبت‌هایش گفت: “ما پنج سال پیش برای برندمان هویت بصری طراحی کردیم. چرا باید تغییرش دهیم؟”

این دیدگاه، مشکلی است که بسیاری از برندهای ایرانی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. پژوهش‌های موسسه Brand Finance نشان می‌دهد که برندهای موفق به طور میانگین هر ۳ تا ۵ سال یک‌بار هویت خود را بازبینی و به‌روزرسانی می‌کنند.

تکامل هوشمندانه برند: هنر نوسازی مداوم و معنادار

در دنیای پرتلاطم امروز، برندهایی که جایگاه خود را حفظ می‌کنند، آنهایی هستند که به مفهوم تکامل مستمر باور دارند. بیایید به تجربه موفق یکی از فروشگاه‌های آنلاین پیشرو ایران نگاهی بیندازیم.

داستان یک تکامل هدفمند

مدیر ارشد برند یکی از بزرگترین فروشگاه‌های آنلاین ایران، فرآیند تکامل برندشان را اینگونه توصیف می‌کند: “ما هر سال یک بازنگری جامع انجام می‌دهیم. نه فقط در هویت بصری، بلکه در تمام نقاط تماس با مشتری.”

این رویکرد منظم به آنها امکان می‌دهد همگام با تحولات بازار حرکت کنند، بدون اینکه ارزش‌های اصلی برند را از دست بدهند. آنچه این تکامل را هوشمندانه می‌کند، پایبندی به سه اصل اساسی است که در ادامه بررسی می‌کنیم.

تکامل موفق برند بر سه اصل استوار است:

۱. به‌روزرسانی هویت بصری هوشمند

مطالعه‌ای که روی ۵۰ برند برتر ایرانی انجام شد، نتیجه جالبی را آشکار کرد: برندهایی که به‌روزرسانی تدریجی داشتند، در مقایسه با برندهایی که تغییرات ناگهانی ایجاد کردند، ۴۵٪ واکنش مثبت بیشتری از مشتریان دریافت کردند.

نمونه این رویکرد را در صنعت مواد غذایی می‌توان دید. یکی از برندهای قدیمی و محبوب ایرانی به جای تغییر یکباره لوگو و هویت بصری خود، طی دو سال، عناصر بصری خود را به تدریج مدرن کرد. نتیجه این اقدام حساب‌شده چه بود؟ موفقیت در حفظ اعتماد مشتریان وفادار و همزمان جذب نسل جدید مصرف‌کنندگان.

۲. توسعه محتوای استراتژیک

پژوهش‌های Content Marketing Institute نشان می‌دهد که برندهای موفق:

  • هر ماه حداقل ۱۲ محتوای اصلی تولید می‌کنند
  • ۶۰٪ محتوا را به آموزش و ارزش‌آفرینی اختصاص می‌دهند
  • ۴۰٪ باقیمانده را به معرفی محصول و برند می‌پردازند

۳. نوآوری در تعامل با مشتری

یک برند لوازم خانگی ایرانی در سال ۱۴۰۱ اقدام جالبی انجام داد. آنها یک آزمایشگاه نوآوری راه‌اندازی کردند که در آن، مشتریان می‌توانستند در طراحی محصولات جدید مشارکت کنند. نتیجه؟ افزایش ۳۵٪ در وفاداری مشتریان و کاهش ۴۰٪ در هزینه‌های تحقیق و توسعه.

پروفسور کاپفرر در آخرین کتابش می‌نویسد: “برند مثل یک اثر هنری نیست که بتوانید آن را در موزه بگذارید و فراموش کنید. برند مثل یک باغ است که نیاز به مراقبت و پرورش مداوم دارد.”

پایش مستمر و بازخورد: کلید پویایی برند

پروفسور ژان-نوئل کاپفرر، متخصص برجسته برندینگ، در کتاب “مدیریت استراتژیک برند” این مفهوم را به زیبایی بیان می‌کند: “برند مثل یک اثر هنری نیست که بتوانید آن را در موزه بگذارید و فراموش کنید. برند مثل یک باغ است که نیاز به مراقبت و پرورش مداوم دارد.”

این استعاره قدرتمند به ما یادآوری می‌کند که برندسازی یک مسابقه سرعت نیست، بلکه یک ماراتن طولانی است که در آن، استمرار و سازگاری هوشمندانه کلید موفقیت است

یکی از بزرگترین برندهای پوشاک ایران در جلسه‌ای با تیم برندینگ خود متوجه شد که علیرغم سرمایه‌گذاری گسترده در تبلیغات، تصویر برند در ذهن مشتریان در حال تغییر است. آنها در نظرسنجی‌های مشتریان، کاهش ۲۵ درصدی در شاخص “تناسب قیمت و کیفیت” را مشاهده کردند. تجربه موفق این برند پوشاک در پیاده‌سازی سیستم پایش مستمر، سه درس کلیدی به ما می‌آموزد:

درس اول: پایش علمی شبکه‌های اجتماعی

این برند با همکاری یک تیم تحلیل داده، یک سیستم هوشمند پایش شبکه‌های اجتماعی طراحی کرد که نه تنها نظرات مستقیم، بلکه گفتگوهای غیرمستقیم درباره برند را نیز رصد می‌کرد. نتایج شگفت‌انگیز بود:

  • شناسایی ۴۵٪ نارضایتی‌های پنهان که در نظرسنجی‌های معمول دیده نمی‌شد
  • کشف ۳ ترند جدید در رفتار مصرف‌کننده که رقبا هنوز به آن توجه نکرده بودند
  • شناسایی زودهنگام یک بحران بالقوه که می‌توانست به شهرت برند آسیب بزند

درس دوم: نظرسنجی‌های هدفمند و مستمر

پژوهش‌های موسسه Deloitte نشان می‌دهد که روش‌های سنتی نظرسنجی دیگر کافی نیستند. این برند پوشاک یک سیستم چندلایه طراحی کرد:

  • نظرسنجی لحظه‌ای پس از خرید (در فروشگاه و آنلاین)
  • مصاحبه‌های عمیق ماهانه با مشتریان کلیدی
  • گروه‌های متمرکز فصلی برای بررسی عمیق‌تر ادراک برند

درس سوم: تحلیل رفتار خرید و روندهای بازار

داده‌های رفتاری، صادقانه‌ترین بازخورد را به برندها می‌دهند. این برند با تحلیل الگوهای خرید متوجه شد:

  • مشتریانی که در گذشته هر فصل خرید می‌کردند، به خرید دوفصلی روی آورده‌اند
  • محصولات طراحی شده برای نسل جوان، توسط گروه سنی بالاتر خریداری می‌شوند
  • فروش آنلاین در حال پیشی گرفتن از فروش فیزیکی است

نتیجه این پایش مستمر در حالی که بازار پوشاک در سال ۱۴۰۱ با رکود ۲۰ درصدی مواجه بود، این برند توانست رشد ۱۵ درصدی را تجربه کند.

آموزش و توانمندسازی تیم: تبدیل کارکنان به سفیران برند

زمانی که یکی از برندهای فعال در صنعت لوازم خانگی با بحران شایعات در شبکه‌های اجتماعی مواجه شد، یک اتفاق غیرمنتظره رخ داد. کارکنان شرکت، خودجوش در فضای مجازی از برند دفاع کردند. آنها نه تنها واقعیت‌ها را با مستندات بیان کردند، بلکه تجربیات شخصی خود از فرآیندهای کیفی شرکت را نیز به اشتراک گذاشتند. این اتفاق تصادفی نبود. نتیجه پنج سال سرمایه‌گذاری مستمر روی آموزش و توانمندسازی کارکنان بود.

کارکنانی که درک عمیقی از برند دارند، ۶۰٪ بیشتر در موفقیت شرکت سهیم می‌شوند. اما چگونه می‌توان به این سطح از تعهد رسید؟

تجربه این برند لوازم خانگی در آموزش و توانمندسازی تیم، سه اصل کلیدی را آشکار می‌کند:

اصل اول: آموزش مستمر و هدفمند

برنامه آموزشی این شرکت شامل سه لایه است:

  • دوره‌های ماهانه “روح برند” برای کارکنان جدید
  • کارگاه‌های فصلی “تجربه مشتری” برای تیم‌های خط مقدم
  • سمینارهای سالانه “استراتژی برند” برای مدیران میانی و ارشد

نکته جالب اینکه این برنامه‌ها صرفاً تئوری نیستند. کارکنان در شبیه‌سازی‌های واقعی شرکت می‌کنند و با چالش‌های واقعی برند مواجه می‌شوند.

اصل دوم: مشارکت در تصمیم‌گیری‌های برند

مدیر منابع انسانی این شرکت می‌گوید: “ما هر ماه جلسات ‘صدای برند’ داریم که در آن، کارکنان می‌توانند پیشنهادهای خود را برای بهبود برند ارائه دهند. سال گذشته، ۴۰٪ نوآوری‌های ما از همین جلسات نشأت گرفت.”

مطالعات نشان می‌دهد وقتی کارکنان در تصمیم‌گیری‌های برند مشارکت داده می‌شوند:

  • تعهد سازمانی ۴۵٪ افزایش می‌یابد
  • خلاقیت و نوآوری ۳۵٪ بیشتر می‌شود
  • رضایت شغلی ۵۰٪ بالاتر می‌رود

اصل سوم: پاداش و قدردانی هوشمند

این شرکت یک سیستم پاداش چندلایه طراحی کرده است:

  • قدردانی ماهانه از “قهرمانان برند”
  • پاداش‌های فصلی برای بهترین ایده‌های بهبود برند
  • مشارکت در سود برای پروژه‌های موفق برندسازی

این تجربه نشان می‌دهد که برندسازی موفق از درون سازمان آغاز می‌شود. همانطور که کاپفرر می‌گوید: “قوی‌ترین صدای برند، صدای کارکنان آن است.”

تمایز برندینگ، مارکتینگ و روابط عمومی: سه بازوی قدرتمند کسب‌وکار

در دنیای تجارت امروز، بسیاری از مدیران و حتی متخصصان بازار، مرز میان برندینگ، مارکتینگ و روابط عمومی را به درستی تشخیص نمی‌دهند. این سردرگمی می‌تواند به ناهماهنگی استراتژیک و هدررفت منابع منجر شود. بیایید نگاهی عمیق‌تر به هر یک از این حوزه‌ها و نقاط همگرایی آنها بیندازیم.

در سپتامبر 2022، شرکت پپسی کمپین جدیدی را با بودجه 50 میلیون دلاری راه‌اندازی کرد. کمپین از نظر تکنیکی و خلاقیت تبلیغاتی بی‌نقص بود، اما بازخوردها در بازارهای آسیایی بسیار ضعیف‌تر از انتظار ظاهر شد. تحلیل عمیق وضعیت نشان داد که علی‌رغم کیفیت بالای اجرا، پیام کمپین با استراتژی کلان برند در آسیا همخوانی نداشت و تیم روابط عمومی منطقه‌ای آنها نیز در طراحی کمپین مشارکت داده نشده بودند.

پروفسور جنیفر آکر، متخصص برندینگ استنفورد که این مورد را بررسی کرده، می‌گوید: “این نمونه کلاسیکی از همان اشتباهی است که شرکت‌های بزرگ هم مرتکب می‌شوند: فقدان یکپارچگی میان برندینگ، بازاریابی و روابط عمومی. تصور کنید ارکستر سمفونی بزرگی که هر گروه ساز، قطعه متفاوتی می‌نوازد.”

برندینگ: معمار هویت و استراتژی

برندینگ مسئول تعریف “چرایی” و “چیستی” سازمان است. این حوزه به پرسش‌های بنیادین و هویتی پاسخ می‌دهد. مطالعات هاروارد بیزینس ریویو نشان می‌دهد که برندهای برتر جهانی مانند اپل، نایک و مرسدس بنز، ابتدا به این پرسش‌های اساسی پاسخ داده‌اند.

وظایف اصلی برندینگ:

  1. تعریف هویت برند: شامل تعیین ارزش‌ها، شخصیت، جایگاه و وعده‌های برند است. برندینگ تصویری از آنچه سازمان می‌خواهد در ذهن مخاطبان باشد، ترسیم می‌کند.
  2. تدوین استراتژی کلان برند: برندینگ چشم‌انداز بلندمدت برند را مشخص می‌کند و استراتژی‌هایی برای دستیابی به این چشم‌انداز طراحی می‌نماید.
  3. طراحی عناصر هویت بصری: لوگو، رنگ‌ها، فونت‌ها، و سایر عناصر بصری که برند را متمایز می‌کنند، بخشی از فرآیند برندینگ هستند.
  4. تعیین لحن و صدای برند: برندینگ مشخص می‌کند که برند چگونه با مخاطبان خود صحبت می‌کند و چه احساسی را منتقل می‌سازد.
  5. خلق داستان برند: برندینگ داستانی منحصر به فرد می‌سازد که ارتباط عاطفی با مخاطب برقرار می‌کند و به برند معنا می‌بخشد.

پروفسور دیوید آکر، متخصص برندینگ، می‌گوید: “برندینگ هنر شکل دادن به ادراک است. هویت برند قلب این فرآیند است و همه چیز از آنجا آغاز می‌شود.”

مارکتینگ: مجری استراتژی فروش

اگر برندینگ “چرایی” را تعیین می‌کند، مارکتینگ به “چگونگی” می‌پردازد. مارکتینگ وظیفه اجرایی کردن استراتژی‌های برند و تبدیل آنها به اقدامات مشخص برای جذب مشتری و افزایش فروش را بر عهده دارد.

وظایف اصلی مارکتینگ:

  1. تحقیقات بازار: مارکتینگ با تحلیل بازار، رقبا و نیازهای مشتریان، اطلاعات حیاتی برای تصمیم‌گیری فراهم می‌کند.
  2. توسعه محصول: مارکتینگ با تمرکز بر نیازهای بازار، در طراحی و توسعه محصولات جدید نقش دارد.
  3. قیمت‌گذاری: تعیین استراتژی‌های قیمت‌گذاری رقابتی و سودآور بخشی از وظایف مارکتینگ است.
  4. تبلیغات و ترویج: طراحی و اجرای کمپین‌های تبلیغاتی، پروموشن‌ها و فعالیت‌های ترویجی برای معرفی محصولات.
  5. توزیع و فروش: انتخاب کانال‌های توزیع مناسب و مدیریت فرآیند فروش برای دسترسی بهتر مشتری به محصولات.
  6. بازاریابی دیجیتال: استفاده از ابزارهای دیجیتال مانند سئو، تبلیغات آنلاین، بازاریابی محتوا و شبکه‌های اجتماعی برای جذب مشتری.

 

روابط عمومی: مدیر گفتگوی سازمانی

روابط عمومی مسئول انتقال “داستان برند” به تمام ذینفعان است. این حوزه به ساخت و حفظ تصویر مثبت سازمان در میان مخاطبان مختلف، از مشتریان گرفته تا رسانه‌ها، سرمایه‌گذاران و جامعه می‌پردازد. روابط عمومی مسئول انتقال “داستان برند” به تمام ذینفعان است. نمونه درخشان این هماهنگی را می‌توان در واکنش شرکت تویوتا به بحران فراخوان گسترده محصولات در سال 2010 دید. آکیو تویودا، مدیرعامل شرکت، با هماهنگی کامل تیم‌های برندینگ، بازاریابی و روابط عمومی، توانست با رویکردی شفاف و صادقانه، اعتماد مشتریان را بازگرداند.

وظایف اصلی روابط عمومی:

  1. مدیریت رسانه‌ها: برقراری ارتباط با رسانه‌ها، تهیه خبر و اطلاعیه مطبوعاتی، و پاسخگویی به استعلامات رسانه‌ای.
  2. مدیریت بحران: پیش‌بینی، آماده‌سازی و پاسخ به بحران‌هایی که می‌توانند به شهرت سازمان آسیب برسانند.
  3. ارتباطات داخلی: تقویت فرهنگ سازمانی و حفظ انسجام داخلی از طریق ارتباط مؤثر با کارکنان.
  4. رویدادها و مراسم: برنامه‌ریزی و اجرای رویدادهای سازمانی، کنفرانس‌ها و نمایشگاه‌ها.
  5. مسئولیت اجتماعی: طراحی و اجرای برنامه‌های مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) برای تأثیر مثبت بر جامعه.
  6. روایت‌گری برند: انتقال داستان برند به شیوه‌ای اصیل و تأثیرگذار به مخاطبان مختلف.

 

نمونه درخشان اهمیت روابط عمومی را می‌توان در واکنش شرکت تویوتا به بحران فراخوان گسترده محصولات در سال ۲۰۱۰ دید. آکیو تویودا، مدیرعامل شرکت، با هماهنگی کامل تیم‌های برندینگ، بازاریابی و روابط عمومی، توانست با رویکردی شفاف و صادقانه، اعتماد مشتریان را بازگرداند.

نقاط همگرایی حیاتی: یکپارچگی سه بازو

اگرچه هر یک از این حوزه‌ها وظایف متمایزی دارند، اما موفقیت پایدار مستلزم همگرایی و هماهنگی کامل آنهاست. پژوهش‌های مؤسسه مککینزی نشان می‌دهد سازمان‌هایی که این سه حوزه را در هماهنگی کامل مدیریت می‌کنند، نتایج چشمگیری به دست می‌آورند.

  1. همگرایی در هویت و پیام
  2. همگرایی در داده و تحلیل
  3. همگرایی در برنامه‌ریزی و اجرا
  4.  همگرایی در مدیریت بحران
  5.  همگرایی در نوآوری و آینده‌نگری

پروفسور فیلیپ کاتلر، پدر بازاریابی مدرن، در آخرین کتاب خود چنین نتیجه‌گیری می‌کند: “موفقیت پایدار زمانی حاصل می‌شود که برندینگ استراتژی را تعیین کند، مارکتینگ آن را به فروش تبدیل کند و روابط عمومی داستان آن را روایت کند.”

این مثلث قدرتمند، وقتی در هماهنگی کامل کار می‌کند، می‌تواند تأثیری فراتر از مجموع اجزای خود داشته باشد. شرکت‌هایی مانند دیزنی، اپل و استارباکس نمونه‌های برجسته این رویکرد یکپارچه هستند که در آن، هر بخش نقش مشخص خود را می‌داند و در هماهنگی کامل با دیگر بخش‌ها عمل می‌کند.

فرزاد یونسیان

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید