صفحه اصلی > برندینگ : تاریخچه برندینگ: ماجرای هنر متمایز بودن

تاریخچه برندینگ: ماجرای هنر متمایز بودن

تاریخچه برندینگ: از علامت‌گذاری تا هویت‌سازی

پیش از پرداختن به “تاریخچه برندینگ” تصور کنید در بازار شلوغی در یونان باستان ایستاده‌اید. فروشندگان روغن زیتون با فریاد، کیفیت محصولات خود را تبلیغ می‌کنند. اما شما به دنبال یک محصول مطمئن و باکیفیت هستید. چگونه آن را انتخاب می‌کنید؟
نگاهتان به نشان‌های حک شده روی کوزه‌ها می‌افتد. یکی از آنها نشانی آشنا دارد، متعلق به تاجری معتبر که محصولاتش همیشه باکیفیت بوده‌اند. بدون تردید، آن را انتخاب می‌کنید. شاید باورش سخت باشد، اما این دقیقاً همان برندینگ است، پدیده‌ای که قدمتش به هزاران سال پیش برمی‌گردد که در این مقاله به بررسی این تاریخچه می‌پردازیم.

تاریخچه برندینگ

فصل اول آغاز تاریخچه برندینگ – نشانه‌های مالکیت و اصالت

ابتدایی‌ترین فصل در تاریخچه برندینگ، حدود ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد، با کارکردی کاملاً عملگرایانه آغاز شد: نمایش مالکیت. در آن دوران، کشاورزان برای آنکه دام‌های خود را از گله‌های دیگر متمایز کنند، آن‌ها را داغ می‌زدند. همزمان، صنعتگران نمادهای ویژه‌ای را بر کالاهای خود حک می‌کردند تا مبدأ و سازنده آن را مشخص سازند. این اقدامات، نخستین تلاش‌های بشر برای ایجاد هویت و تمایز بود. با گذر زمان، این مفهوم از یک ابزار شناسایی صرف، به روشی برای بازاریابی و ایجاد پیوندی از اعتماد با مشتریان تکامل یافت و تاریخچه برندینگ را وارد مرحله جدیدی کرد.

سرآغاز تاریخچه برندینگ - نشانه‌های مالکیت و اصالت
سرآغاز تاریخچه برندینگ - نشانه‌های مالکیت و اصالت

برای مطالعه تاریخچه برندینگ، بهتر است ابتدا به ریشه و خواستگاه واژه برند برگردیم. واژه “برند” (Brand) از کلمه نروژی باستان “brandr” گرفته شده که به معنای “سوزاندن” است. این واژه با عمل “داغ‌گذاری” یا “برندینگ” روی دام‌ها مرتبط است. دامداران قرون وسطی در اروپا و بعدها در غرب آمریکا، نشان منحصربه‌فرد خود را با آهن داغ روی پوست دام‌هایشان حک می‌کردند تا مالکیت خود را مشخص کنند. این عمل نشان‌گذاری، تصویری قدرتمند از آنچه امروز برندینگ می‌نامیم ارائه می‌دهد: ایجاد یک هویت ماندگار و غیرقابل تغییر که به سرعت قابل شناسایی باشد.

فصل دوم: برندینگ در بازارهای کهن – تکامل ابزارهای ارتباطی

تمدن‌های باستانی، به خوبی قدرت برندینگ را برای فروش کالا درک کرده بودند. در بابل، بازرگانان با توصیفات کلامی، برای کالاهایی چون ادویه‌جات و فرش‌ها برندسازی می‌کردند. در مصر، یونان و روم، جایی که بخش بزرگی از جمعیت سواد نداشتند، فروشندگان از تابلوهای تصویری برای معرفی محصولات خود استفاده می‌کردند. نوشته‌های تبلیغاتی کشف‌شده در شهر پمپئی، گواهی بر این مدعاست. در همین حین، در شرق، نمایشگاه‌های تجاری در چین برپا می‌شد و اختراع کاغذ و چاپ قالبی، یک جهش بزرگ در تاریخچه برندینگ و ارتباطات انبوه ایجاد کرد.

باستان‌شناسان اثراتی از نشان‌گذاری محصولات را در تمدن‌های ۵۰۰۰ ساله یافته‌اند که تاریخچه برندینگ از این زمان شروع می‌شود. در تمدن‌های باستانی، صنعتگران و تولیدکنندگان برای متمایز کردن محصولات خود از نشان‌های ویژه‌ای استفاده می‌کردند:

  • مصر باستان: شواهدی از نشان‌های خاص روی آجرها یافت شده که نشان‌دهنده سازنده یا محل ساخت بود.
  • رم باستان: سفالگران و تولیدکنندگان چراغ روغنی، نام یا نشان خود را روی محصولاتشان حک می‌کردند.
  • چین باستان: صنعتگران چینی در دوران سلسله هان (۲۰۲ قبل از میلاد تا ۲۲۰ میلادی)، نشان‌های منحصربه‌فردی برای چینی‌های خود استفاده می‌کردند.

این نشان‌ها در ابتدا کارکردی کاملاً عملگرایانه داشتند: تعیین مالکیت، تضمین کیفیت و شناسایی منشأ محصول. اما به تدریج، مفهومی عمیق‌تر یافتند. مردم به برخی از این نشان‌ها اعتماد بیشتری پیدا کردند و حاضر بودند برای محصولاتی با این نشان‌ها، بهای بیشتری بپردازند. این نقطه آغاز شکل‌گیری مفهوم “اعتبار برند” بود.

“قدمت مفهوم برندینگ به اندازه تاریخ تمدن است. انسان‌ها همیشه به دنبال راه‌هایی برای اعلام مالکیت و متمایز کردن محصولات خود بوده‌اند.” – دیوید آکر، متخصص برجسته برندین

فصل سوم: قرون وسطی و نقش اصناف در تاریخچه برندینگ

در قرن سیزدهم، با بهبود شرایط تجاری، «اصناف» به عنوان نهادهای قدرتمند، برندینگ را وارد مرحله استانداردسازی کردند. اصناف، اعضای خود را ملزم می‌کردند تا کالاها را با علائم اختصاصی نشانه‌گذاری کنند.اصناف از اعضای خود می‌خواستند تا با نشان‌های مخصوص، کیفیت محصولاتشان را تضمین کنند. این نشان‌ها دو کارکرد مهم داشتند:

  1. حفظ استانداردها: اصناف بر کیفیت محصولات نظارت می‌کردند و تولیدکنندگان متخلف را جریمه می‌کردند.
  2. محافظت از انحصار: نشان‌های تجاری از تولیدکنندگان در برابر رقبایی که محصولات مشابه با کیفیت پایین‌تر تولید می‌کردند، محافظت می‌کرد.

این علائم، هم تضمینی برای کیفیت محصول بود و هم از تولیدکنندگان در برابر تقلب محافظت می‌کرد. همزمان، پیشرفت‌های فناورانه در چین، مانند چاپ متحرک، به ظهور اشکال اولیه برندینگ چاپی منجر شد و بذر ارتباطات انبوه را در تاریخچه برندینگ کاشت.در این دوران، برندها با هویت سازندگان آنها پیوندی ناگسستنی داشتند. نشان یک شمشیرساز ماهر، نه تنها نشان‌دهنده مالکیت، بلکه گواهی بر کیفیت و اصالت محصول بود.

قرون وسطی و نقش اصناف در تاریخچه برندینگ
قرون وسطی و نقش اصناف در تاریخچه برندینگ

فصل چهارم: انقلاب چاپ و تأثیر آن بر ارتباطات برند

تا پیش از قرن پانزدهم، تمام متون باید با دست نسخه‌برداری می‌شدند. دستگاه چاپ گوتنبرگ، این فرآیند را متحول کرد و ماهیت ارتباطات را برای همیشه دگرگون ساخت. اکنون، اطلاعات چاپی به راحتی قابل توزیع بود و تبلیغات به ابزاری مؤثر برای فروش تبدیل شد. خیابان‌های لندن مملو از آگهی‌های نصب‌شده‌ای شد که کالاها و خدمات را ترویج می‌کردند. این لحظه‌ای کلیدی در تاریخچه برندینگ بود که در آن، برندها توانستند برای اولین بار در مقیاسی وسیع با مخاطبان سخن بگویند.

فصل پنجم: نقطه عطف در تاریخچه برندینگ – انقلاب صنعتی

انقلاب صنعتی، با نیروی بخار و تولید انبوه، صحنه برندینگ را از نو چید. برای اولین بار، مصرف‌کنندگان با طیف وسیعی از محصولات مشابه روبرو بودند و نیاز به یک معیار برای انتخاب داشتند. در اینجاست که «لوگو» از یک نشان ساده سازنده، به «نمادی از کیفیت» تبدیل شد و نقشی حیاتی در تاریخچه برندینگ ایفا کرد.

نقطه عطف در تاریخچه برندینگ – انقلاب صنعتی
نقطه عطف در تاریخچه برندینگ – انقلاب صنعتی

انقلاب صنعتی در قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی، نقطه عطفی در تاریخ برندینگ محسوب می‌شود. تولید انبوه، الگوهای مصرف را تغییر داد و محصولات به مناطقی دوردست از محل تولیدشان منتقل شدند. مصرف‌کنندگان دیگر ارتباط مستقیمی با تولیدکنندگان نداشتند و این، چالشی بزرگ در ایجاد اعتماد بود.

در این دوران، شرکت‌ها دریافتند که نیاز به ایجاد هویتی قابل‌اعتماد و شناخته‌شده دارند. بسته‌بندی‌های نوآورانه، لوگوهای متمایز و تبلیغات، به ابزارهایی حیاتی برای برقراری ارتباط با مصرف‌کنندگان تبدیل شدند.

برخی از قدیمی‌ترین برندهای جهان که هنوز هم شناخته‌شده هستند، در این دوران شکل گرفتند:

  • کوکاکولا (۱۸۸۶): با بطری‌های منحصربه‌فرد و لوگوی کلاسیک
  • هاینز (۱۸۶۹): با شعار “۵۷ واریته” و بطری‌های خاص خود
  • لیوایز (۱۸۵۳): با برچسب چرمی روی جین‌ها
  • نستله (۱۸۶۶): با تمرکز بر تغذیه و سلامت
  • کلگیت (۱۸۰۶): با تأکید بر سلامت دهان و دندان

نقطه عطف برندینگ: داستان جیمز بوکانان دوک

در سال ۱۸۹۰، جیمز بوکانان دوک، بنیانگذار شرکت دخانیات آمریکا (American Tobacco Company)، با خرید اولین دستگاه خودکار تولید سیگار که روزانه ۱۲۰ هزار نخ تولید می‌کرد، با چالش اشباع بازار روبرو شد، زیرا عرضه به سرعت از تقاضا پیشی گرفت. دوک دریافت که صرفاً تولید انبوه کافی نیست و برای تمایز، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای روی تبلیغات، بسته‌بندی‌های جذاب و خلق یک هویت منحصربه‌فرد انجام داد. این استراتژی منجر به ساخت برندی قدرتمند با جایگاهی ویژه در ذهن مصرف‌کنندگان شد و به عنوان الگویی برای سایر کسب‌وکارها، سرآغاز عصر مدرن برندینگ را رقم زد.

جیمز بوکانان دوک - بنیانگذار شرکت دخانیات آمریکا

فصل ششم: قرن بیستم و تکامل استراتژی‌های برند

در قرن بیستم، برندینگ از تبلیغ صرف، به یک استراتژی پیچیده برای «هویت‌سازی» تبدیل شد. رسانه‌های جمعی، به ویژه رادیو و تلویزیون، این اقتصاد مصرف‌گرا را تقویت کردند. نقطه عطف این دوران، گذار از فروش محصول به فروش «ایده» بود. آگهی نمادین «1984» اپل، یک کامپیوتر نمی‌فروخت؛ بلکه آرمان رهایی را عرضه می‌کرد. این رویکرد، کسب‌وکارها را به سمت تمرکز بر “برندینگ سازمانی” سوق داد و تعریفی جدید در تاریخچه برندینگ ارائه داد.

پس از جنگ جهانی دوم، با رشد اقتصادی و افزایش قدرت خرید مردم، مصرف‌گرایی گسترش یافت. برندها به نمادهای موقعیت اجتماعی تبدیل شدند و مصرف‌کنندگان از طریق برندهایی که انتخاب می‌کردند، هویت خود را ابراز می‌کردند.

در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، مفهوم “جایگاه‌یابی برند” (Brand Positioning) توسط ال ریس و جک تراوت مطرح شد. آنها استدلال می‌کردند که برندها باید جایگاه منحصربه‌فردی در ذهن مصرف‌کنندگان ایجاد کنند تا بتوانند در بازار پر رقابت موفق شوند.

در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، مفهوم “ارزش ویژه برند” (Brand Equity) اهمیت یافت. شرکت‌ها متوجه شدند که برندهای قوی دارایی‌های ارزشمندی هستند که می‌توانند بر ارزش کل شرکت تأثیر بگذارند.

فصل هفتم: دوران معاصر در تاریخچه برندینگ – پارادایم دیجیتال

عصر اینترنت، مصرف‌کنندگانی هوشمندتر و بی‌حوصله‌تر را به وجود آورد. در این اکوسیستم جدید، تعامل، بازاریابی ویروسی و بهینه‌سازی موتورهای جستجو به ارکان اصلی استراتژی‌های مدرن تبدیل شدند. مفهوم برندینگ از محصولات فراتر رفت و به «برندهای شخصی» گسترش یافت. قدرت پلتفرم‌هایی مانند گوگل، که خود بزرگترین آژانس تبلیغاتی جهان است، نشان‌دهنده این پارادایم جدید است. امروز، بقای یک برند در گروی ایجاد حضوری قدرتمند، هم در دنیای واقعی و هم در فضای آنلاین است.

با ظهور اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم، برندینگ وارد عصر جدیدی شد. این فناوری‌ها دو تغییر اساسی ایجاد کردند:

  1. دموکراتیزه شدن برندسازی: دیگر فقط شرکت‌های بزرگ قادر به برندسازی نبودند. کسب‌وکارهای کوچک و حتی افراد نیز می‌توانستند با هزینه‌ای اندک، برند شخصی خود را بسازند.
  2. تغییر در ماهیت ارتباط: ارتباط یک‌طرفه و از بالا به پایین گذشته، جای خود را به گفتگوی دوطرفه داد. مصرف‌کنندگان دیگر صرفاً دریافت‌کننده پیام‌های برند نبودند، بلکه خود به بخشی از فرآیند برندسازی تبدیل شدند.

این تغییرات را می‌توان در موفقیت شرکت‌هایی مانند اپل، گوگل و آمازون مشاهده کرد. این شرکت‌ها با ارائه تجربیات منحصربه‌فرد به مشتریان و ایجاد ارتباطی نزدیک با آنها، توانستند به برندهای برتر جهان تبدیل شوند.

این فصل نوین تاریخچه برندینگ همچنان در حال نوشته شدن است

برندینگ امروز: فراتر از محصول

با بررسی تاریخچه برندینگ متوجه می‌شویم که امروزه برندینگ فراتر از تولید و معرفی یک محصول است. برندهای موفق داستانی را روایت می‌کنند که با زندگی واقعی مخاطبان پیوند خورده است. آنها تنها محصول نمی‌فروشند، بلکه تجربه، ارزش و هویت ارائه می‌دهند.

پژوهش‌های مؤسسه Edelman در سال ۲۰۲۳ نشان می‌دهد که ۸۴٪ مصرف‌کنندگان به دنبال برندهایی هستند که داستانی فراتر از محصول روایت می‌کنند. اما نکته جالب‌تر اینجاست که تنها ۲۷٪ برندها موفق می‌شوند چنین داستانی را به شکلی اصیل و باورپذیر روایت کنند.

پروفسور کاپفرر، متخصص برجسته برندینگ، در آخرین تحقیقات خود به این نکته اشاره می‌کند:

 “عصر فروش محصول صرف به پایان رسیده است. برندها باید داستانی فراتر از محصول روایت کنند؛ داستانی که با زندگی واقعی مخاطب پیوند خورده باشد.”

درس‌های کلیدی از تاریخچه برندینگ

با نگاهی به تاریخچه برندینگ، می‌توان درس‌های ارزشمندی آموخت:

  1. برندینگ ریشه در اعتماد دارد: از نشان‌های باستانی تا برندهای مدرن، هدف اصلی ایجاد اعتماد بوده است.
  2. برندها به تدریج تکامل می‌یابند: برندهای ماندگار، آنهایی هستند که با حفظ هویت اصلی خود، با زمان همگام می‌شوند.
  3. برندینگ موفق، پاسخی به نیازهای واقعی است: از تضمین کیفیت در دوران باستان تا ارائه ارزش‌های معنوی در عصر حاضر، برندهای موفق به نیازهای واقعی مصرف‌کنندگان پاسخ داده‌اند.
  4. برندینگ هنر و علم را ترکیب می‌کند: برندسازی موفق نیازمند ترکیبی از خلاقیت هنری و تحلیل علمی است.
  5. برندها فراتر از محصول هستند: امروزه برندها نه تنها محصولات، بلکه ارزش‌ها، هویت و سبک زندگی را نمایندگی می‌کنند.

نگاهی به آینده برندینگ با توجه به تاریخچه برندینگ

با ظهور فناوری‌های جدید مانند هوش مصنوعی(AI)، واقعیت افزوده و متاورس، برندینگ وارد مرحله جدیدی می‌شود. اما علی‌رغم تمام این تغییرات، اصول اساسی برندینگ همچنان ثابت مانده‌اند: ایجاد ارتباط معنادار، ارائه ارزش منحصربه‌فرد و برقراری اعتماد.

در دنیای پیچیده و پر رقابت امروز، برندینگ قوی می‌تواند تفاوت میان موفقیت و شکست یک کسب‌وکار باشد. درک تاریخچه برندینگ به ما کمک می‌کند تا با نگاهی عمیق‌تر به آینده بنگریم و استراتژی‌های برندینگ اثربخش‌تری طراحی کنیم.

مقالات مرتبط

۷ نوع کمپین برندینگ قدرتمند که باید بشناسید

در دنیای رقابتی امروز، مارکتینگ و مخصوصا کمپین‌های برندینگ به یکی از…

چگونه برندینگ سازمانی، روح و اعتبار کسب‌وکار شما را می‌سازد؟

چرا در بازاری رقابتی، برخی شرکت‌ها بیشتر دیده شده و قابل اعتمادترند؟…

12 خرداد 1404

چگونه یک داستان برند جذاب بنویسیم: راهنمای کامل 2025

مقدمه: قدرت داستان‌سرایی در دنیای برندها در عصر اشباع اطلاعات و رقابت…

16 اردیبهشت 1404

دیدگاهتان را بنویسید