در یک روز پاییزی سال 1974، در کتابخانه دانشگاه پاریس، دانشجویی جوان مشغول مطالعه کتابهای بازاریابی بود. آنچه میخواند او را راضی نمیکرد. همه منابع درباره محصولات صحبت میکردند، اما هیچکدام به عنصر اصلی که…
تابستان ۱۹۸۳، پسری ۱۲ ساله در اتاق خوابش در پرتوریا آفریقای جنوبی نشسته بود. در حالی که همسالانش بیرون مشغول بازی بودند، او غرق در صفحات یک مجله کامپیوتری بود. پس از ساعتها مطالعه، یک…
در یک گاراژ خانوادگی در سیاتل، پسر نوجوانی با عینک قاب سیاه و موهای آشفته، ساعتها پشت ماشین تلهتایپ نشسته بود. چشمهایش از خستگی میسوخت، اما ذهنش همچنان با همان سرعت سرسامآور کار میکرد. بیل…
هر روز ساکنین کریست درایو کالیفرنیا صدای ضربات چکش را از گاراژ یک خانهای میشنیدند. سال 1976 بود و دو جوان با رویایی بزرگ مشغول ساختن چیزی بودند که خودشان هم نمیدانستند قرار است دنیا…