در تاریخچه جام جهانی هر چهار سال یکبار، جهان نفس میکشد، جنگها کوچک میشوند، مرزها محو میشوند و میلیاردها نفر پشت یک توپ فوتبال متحد میشوند. جام جهانی فوتبال، یکی از جذابترین داستانهایی است نوشته شده و هنوز ادامه دارد.
در فوتبال بعضی از لحظهها را نمیشود توضیح داد و فقط باید زندگی کرد. دست خدا مارادونا، اشکهای رونالدو و سکوت زیدان روی چمن فقط یک تصویر نیستند، اینها بخشی از تاریخ برای عاشقان فوتبال هستند. بگذارید از ابتدا شروع کنیم؛ از ۱۹۳۰، از اروگوئه، از جایی که همه چیز آغاز شد.
جام جهانی ۱۹۳۰ اروگوئه
اولین جام جهانی تاریخ در تابستان ۱۹۳۰ به میزبانی اروگوئه برگزار شد؛ کشوری که به پاس قهرمانی در المپیکهای ۱۹۲۴ و ۱۹۲۸ و همچنین تقبل هزینههای سفر تیمها، این امتیاز را به دست آورده بود. در این مسابقات که برخلاف المپیک حضور بازیکنان حرفهای در آن مجاز بود، به دلیل بحران اقتصادی و سفر دریایی طولانی دو تا سههفتهای، بسیاری از قدرتهای اروپایی انصراف دادند و در نهایت تنها ۱۳ تیم (۹ تیم از قاره آمریکا و ۴ تیم از اروپا) برای رسیدن به این رؤیا با یکدیگر رقابت کردند. در جریان این مسابقات، لوسیان لوران فرانسوی در دقیقه ۱۹ بازی مقابل مکزیک توانست اولین گل تاریخ جام جهانی را به نام خود ثبت کند و در نهایت، این تورنمنت با فینالی پرتنش میان دو رقیب اهل آمریکای جنوبی به پایان رسید؛ جایی که اروگوئه موفق شد با پیروزی ۴-۲ برابر آرژانتین، اولین قهرمان تاریخ جام جهانی لقب بگیرد و سراسر کشور را غرق در جشن ملی کند.
جام جهانی ۱۹۳۴ ایتالیا
جام جهانی ۱۹۳۴ به میزبانی ایتالیا، دومین دوره این رقابتها بود و نخستین باری به شمار میرفت که فوتبال در ابعاد کلان به عنوان ابزاری برای پروپاگاندا استفاده شد؛ جایی که بنیتو موسولینی سایه سنگین فاشیسم را بر مسابقات انداخت. پیروزی در این جام برای تیم ایتالیا فراتر از یک رویداد ورزشی، بلکه به تعبیری یک «الزام وجودی برای بقای رژیم» فاشیست بود. در کنار این فضای سنگین سیاسی، جام جهانی ۱۹۳۴ با ویژگیهای منحصربهفرد دیگری نیز در تاریخ ماندگار شد:
-
انتقام اروگوئه و غیبت قهرمان: اروگوئه، قهرمان دوره قبل، در واکنش به تحریم مسابقات ۱۹۳۰ توسط کشورهای اروپایی، از حضور در ایتالیا انصراف داد. این اولین و آخرین باری در تاریخ جام جهانی بود که مدافع عنوان قهرمانی در مسابقات شرکت نکرد. بریتانیاییها نیز همچنان در تحریم فیفا به سر میبردند و در جام حضور نداشتند.
-
تولد مسابقات مقدماتی: برخلاف جام جهانی اول که تیمها با دعوتنامه شرکت کرده بودند، در این دوره ۳۲ تیم برای حضور در مسابقات ابراز تمایل کردند. به همین دلیل برای اولین بار مسابقات انتخابی برگزار شد و جالب اینکه حتی ایتالیای میزبان هم مجبور شد برای صعود به مرحله نهایی در بازیهای مقدماتی (مقابل یونان) شرکت کند!
-
فرمت بیرحمانه حذفی: مسابقات نهایی با حضور ۱۶ تیم و از همان ابتدا به صورت حذفی (بدون مرحله گروهی) برگزار شد. این یعنی با یک شکست، تیمها باید بلافاصله چمدانهای خود را میبستند.
- سایه سیاه بر داوریها: شائبه دخالت موسولینی تنها به سکوها محدود نمیشد. در بازیهای حساس ایتالیا، بهویژه نبرد خشن یکچهارم نهایی مقابل اسپانیا و نیمهنهایی مقابل «تیم رویایی» اتریش، تصمیمات داوری به شکل عجیبی به سود میزبان بود و شایعات مربوط به دیدارهای پنهانی موسولینی با داوران را بر سر زبانها انداخت.
-
فینال دراماتیک: در دیدار نهایی در رم، ایتالیا با فشاری مضاعف به مصاف چکسلواکی رفت. چکسلواکی در دقیقه ۷۱ با گل آنتونین پوچ پیش افتاد و ورزشگاه را در بهت و وحشت فرو برد، اما رایموندو اورسی ده دقیقه بعد بازی را به تساوی کشاند. در نهایت، گل آنجلو سکیاویو در وقتهای اضافه قهرمانی را برای ایتالیا به ارمغان آورد و نشان داد که چگونه ورزش در آن برهه مستقیماً در خدمت اهداف ژئوپلیتیک و جاهطلبیهای یک دیکتاتور قرار گرفته بود.
جام جهانی ۱۹۳۸ فرانسه
جام جهانی ۱۹۳۸ در روزهایی که بوی باروت و وحشت جنگ تمام اروپا را فرا گرفته بود، به میزبانی فرانسه برگزار شد. ایتالیایِ «ویتوریو پوتسو» با غلبه بر مجارستان در فینال (با نتیجه ۴-۲) ثابت کرد که قهرمانی دوره گذشتهاش صرفاً به خاطر امتیاز میزبانی و دخالتهای سیاسی نبوده است. همانطور که اشاره کردید، این تورنمنت آخرین جام پیش از وقفه طولانی دوازدهساله بود و ایتالیا با ثبت یک نقلقول تاریخی، به عنوان «اولین تیم تاریخ که موفق به دفاع از عنوان قهرمانی خود شده است» در تاریخ جاودانه شد.
-
خشم آمریکای جنوبی و تحریم مسابقات: کشورهای آمریکای جنوبی (بهویژه آرژانتین) معتقد بودند که میزبانی جام جهانی باید به صورت چرخشی بین اروپا و قاره آنها دستبهدست شود. وقتی فیفا فرانسه را به عنوان میزبان انتخاب کرد (دومین میزبان پیاپی اروپایی)، آرژانتین و اروگوئه به نشانه اعتراض مسابقات را تحریم کردند. در نتیجه، برزیل تنها نماینده مقتدر آمریکای جنوبی در این جام بود.
-
سایه جنگ و حذف اتریش از نقشه: اتریش (که در آن زمان یکی از قدرتهای فوتبال بود) توانسته بود به مسابقات صعود کند، اما چند ماه قبل از شروع جام، این کشور توسط آلمان نازی ضمیمه خاک آلمان شد و عملاً از نقشه جهان و مسابقات پاک گردید! برخی از ستارههای اتریش مجبور شدند با پیراهن تیم ملی آلمان به میدان بروند.
-
شگفتیسازها و اولین آسیایی تاریخ: با انصراف برخی تیمها، پای کشورهای جدیدی به جام باز شد. تیم ملی کوبا شگفتیساز شد و رومانی را حذف کرد. همچنین، تیم «هند شرقی هلند» (اندونزی امروزی) پا به مسابقات گذاشت و نام خود را به عنوان «اولین تیم آسیایی تاریخ جام جهانی» ثبت کرد.
-
نبرد حماسی برزیل و لهستان: یکی از پرگلترین و زیباترین بازیهای تاریخ جام جهانی در این دوره رقم خورد؛ جایی که برزیل با نتیجه ۶ بر ۵ لهستان را در وقتهای اضافه شکست داد. «لئونیداس» ستاره برزیل (مشهور به الماس سیاه) و «ارنست ویلیموفسکی» از لهستان، هر دو در این بازی استثنایی ۴ گل به ثمر رساندند! لئونیداس به قدری درگیر بازی بود که حتی دقایقی را با پای برهنه بازی کرد.
-
پیراهنهای سیاه و پیام رعبآور موسولینی: فاشیسم همچنان بر سر ایتالیا سایه انداخته بود. در بازی مقابل فرانسهِ میزبان، ایتالیاییها با پیراهنهای سراسر مشکی (نماد شبهنظامیان فاشیست موسولینی) به میدان رفتند و پیش از بازی سلام فاشیستی دادند که با هو شدن شدید تماشاگران فرانسوی همراه شد. همچنین افسانهای معروف وجود دارد که موسولینی پیش از فینال تلگرامی با مضمون «پیروز شوید یا بمیرید!» (Vincere o morire) برای تیم ارسال کرده بود.
-
رکورد جاودانه ویتوریو پوتسو: با این قهرمانی، «ویتوریو پوتسو»، مغز متفکر نیمکت ایتالیا، به تنها سرمربی تاریخ فوتبال تبدیل شد که توانسته دو بار (آن هم پیاپی) فاتح جام جهانی شود؛ رکوردی که با گذشت دههها هنوز هیچ سرمربی دیگری در جهان موفق به تکرار آن نشده است.
جام جهانی ۱۹۵۰ برزیل
جام جهانی ۱۹۵۰ برزیل، پس از یک وقفه دوازدهساله و ویرانگر به دلیل جنگ جهانی دوم برگزار شد. همانطور که اشاره کردید، این تنها دوره تاریخ جام جهانی بود که فینال رسمی نداشت و مسابقات در مرحله پایانی بهصورت یک گروه چهار تیمی (برزیل، اروگوئه، سوئد و اسپانیا) پیش رفت. با این حال، بازی آخر میان برزیل و اروگوئه عملاً حکم فینال را پیدا کرد؛ جایی که برزیلِ میزبان پیش چشمان حدود ۲۰۰ هزار تماشاگر در ورزشگاه افسانهای ماراکانا تنها به یک تساوی برای قهرمانی نیاز داشت، اما با شکست ۲ بر ۱، تراژدی «ماراکانازو» (فاجعه ماراکانا) رقم خورد. این شکست برای برزیل تنها یک باخت ورزشی نبود، بلکه یک «ترومای ملی» بود که ملتی را در سکوتی مرگبار فرو برد.
-
غایبان بزرگ و سایه جنگ: به دلیل تبعات جنگ جهانی دوم، آلمان و ژاپن از حضور در این مسابقات محروم بودند. ایتالیا، مدافع عنوان قهرمانی، در مسابقات شرکت کرد اما تیم آنها به دلیل فاجعه هوایی «سوپرگا» در سال ۱۹۴۹ (که منجر به کشته شدن اعضای تیم افسانهای تورینو و شاکله اصلی تیم ملی ایتالیا شد)، به شدت ضعیف شده بود و در همان مرحله گروهی حذف شد.
-
تحقیر تاریخی بریتانیا: تیمهای بریتانیایی که تا پیش از این فیفا را تحریم کرده بودند، برای اولین بار پا به جام جهانی گذاشتند. انگلیس با ادعای قهرمانی وارد برزیل شد، اما در یکی از بزرگترین شگفتیهای تاریخ فوتبال، با نتیجه ۱-۰ مغلوب تیم ملی ایالات متحده آمریکا (که متشکل از بازیکنان آماتور، پستچی و ظرفشوی بود) شد!
-
افسانه پاهای برهنه هند: تیم ملی هند جواز حضور در این مسابقات را کسب کرده بود، اما پیش از آغاز جام انصراف داد. افسانهای معروف میگوید دلیل انصراف هند این بود که فیفا به آنها اجازه نداد با پای برهنه بازی کنند؛ هرچند دلیل اصلی بیشتر مشکلات مالی، هزینه بالای سفر با کشتی و اهمیت ندادن فدراسیون هند به جام جهانی (در مقایسه با المپیک) بود.
-
تغییر ابدی پیراهن برزیل: تا پیش از فاجعه ماراکانا، رنگ اصلی پیراهن تیم ملی برزیل «سفید با یقههای آبی» بود. پس از شکست مقابل اروگوئه، مردم و مطبوعات برزیل این رنگ را «نحس» و فاقد روح ملیگرایی دانستند. پس از آن بود که برزیل پیراهن معروف زرد و سبز (قناری کوچک یا سلساو) را طراحی کرد که تا امروز نماد این تیم است.
-
تراژدی ابدی مواسیر باربوزا: دروازهبان تیم ملی برزیل در آن مسابقه، «مواسیر باربوزا»، تا پایان عمرش توسط جامعه برزیل طرد شد و به عنوان مقصر اصلی شکست شناخته میشد. او سالها بعد در یک نقلقول تلخ گفت: «در برزیل حداکثر مجازات برای یک جرم ۳۰ سال زندان است، اما من ۵۰ سال است که برای جرمی که مرتکب نشدهام مجازات میشوم.»
-
تولد نام «جام ژول ریمه»: در این دوره، به پاس زحمات ۲۵ ساله «ژول ریمه»، رئیس وقت فیفا که با تلاشهایش جام جهانی را از گزند جنگ و نابودی نجات داد، نام کاپ قهرمانی رسماً به «جام ژول ریمه» تغییر یافت.
جام جهانی ۱۹۵۴ سوئیس
جام جهانی ۱۹۵۴ به میزبانی سوئیس، جامی بود که با نام «معجزه برن» در تاریخ جاودانه شد. این جام محلِ نخستین تلاقی جدی تکنولوژی و فوتبال بود؛ جایی که آلمان غربی با بهرهگیری از هوش «آدی داسلر» (بنیانگذار برند آدیداس) و کفشهایی با گلمیخهای پیچی تعویضپذیر، در زمین گلآلود و بارانی فینال تعادل بهتری یافت. ژرمنها با این مزیت پراگماتیک توانستند تیم افسانهای، رمانتیک و تا آن زمان شکستناپذیر مجارستان را با نتیجه ۳ بر ۲ مغلوب کنند.
اما ابعاد این جام فراتر از یک فینال ساده بود و اتفاقات بینظیر دیگری نیز در دل آن نهفته است:
-
تیم طلایی مجارستان (جادوگران مگیار): مجارستان با ستارگانی چون «فرانس پوشکاش» و «ساندور کوچیش»، پیش از فینال در ۳۲ بازی پیاپی (طی ۴ سال) طعم شکست را نچشیده بود. آنها قهرمان بلامنازع المپیک ۱۹۵۲ بودند و با ارائه فوتبالی که پایههای «توتال فوتبال» دهههای بعد را شکل داد، نماد هنر خالص و ویرانگر در مستطیل سبز به شمار میرفتند.
-
شاهکار تاکتیکی و فریب بزرگ: در مرحله گروهی، آلمان غربی و مجارستان با یکدیگر روبرو شدند. «سپ هربرگر»، سرمربی زیرک آلمان، با آگاهی از قدرت مجارها و با هدف استراحت دادن به ستارگانش، تیم ذخیرههای خود را به زمین فرستاد و با نتیجه تحقیرآمیز ۸ بر ۳ شکست خورد! این فریب باعث شد تا مجارها در فینال حریف را دستکم بگیرند و البته تکل خشن بازیکن آلمانی در همان بازی گروهی، باعث مصدومیت پوشکاش بزرگ شد که تا فینال نتوانست به آمادگی کامل برسد.
-
تولد دوباره یک ملت (هویت پس از جنگ): پیروزی در فینال برن برای آلمان غربی بسیار فراتر از یک جام ورزشی بود. برای کشوری که پس از جنگ جهانی دوم ویران، تحقیر و چندپاره شده بود، این قهرمانی اولین جرقه امید و غرور ملی بود. بسیاری از مورخان معتقدند جمهوری فدرال آلمان از نظر روانی در سوت پایان فینال ۱۹۵۴ متولد شد؛ جایی که شعار معروف «ما دوباره کسی شدهایم» (Wir sind wieder wer) بر سر زبانها افتاد.
-
جشنواره گلهای دستنیافتنی: این دوره هجومیترین جام جهانی تاریخ فوتبال است. در تنها ۲۶ مسابقه، ۱۴۰ گل به ثمر رسید که میانگین حیرتانگیز ۵.۳۸ گل در هر بازی را ثبت کرد؛ رکوردی دستنیافتنی که بعید است هرگز شکسته شود.
-
ورود تلویزیون به دنیای فوتبال: جام جهانی ۱۹۵۴ سوئیس، نخستین دورهای بود که مسابقات آن به صورت زنده از تلویزیون (البته برای کشورهای محدودی در اروپا) پخش شد و نقطه عطفی در پیوند رسانههای جمعی و اقتصاد فوتبال به وجود آورد.
-
نبرد خونین برن: در مرحله یکچهارم نهایی، دیدار مجارستان و برزیل به خشنترین بازی تاریخ جام جهانی تا آن زمان تبدیل شد که با نام «نبرد برن» شناخته میشود. این بازی پربرخورد با ۳ اخراجی و درگیری شدید بازیکنان و مربیان با بطری و کفش در رختکن پس از سوت پایان، چهرهای خشن از فوتبال به نمایش گذاشت.
جام جهانی ۱۹۵۸ سوئد
جام جهانی ۱۹۵۸ سوئد، با معرفی اعجوبهای ۱۷ ساله به نام پله، نقطه پایان ناکامیهای برزیل و مرهمی بر زخم عمیق «ماراکانا» بود. مهارتهای خیرهکننده او خطوط دفاعی رقبا را نابود کرد و توازن قدرت در فوتبال جهانی را برای همیشه تغییر داد. این دوره نقطه تولد سبک نوین «ژوگوبونیتو» (بازی زیبا) بود که پیراهن زرد برزیل را به «نمادی جهانی از زیبایی و خلاقیت» بدل کرد. اما این جام، بوم نقاشیِ اتفاقات بینظیر دیگری نیز بود:
-
ظهور همزمان «پله» و «گارینشا»: جالب است بدانید پله و گارینشا (استاد بیبدیل دریبلزنی با پاهای پرانتزی) در دو بازی اول نیمکتنشین بودند! روانشناس تیم ملی برزیل (که برزیلیها پیشگامِ استفاده از آن در فوتبال بودند) در گزارشی نوشته بود پله بیش از حد «بچهسال» است و گارینشا «مسئولیتپذیری ذهنی» ندارد. با این حال، بازیکنان باتجربه تیم به سرمربی فشار آوردند تا در بازی سرنوشتساز مقابل شوروی از این دو استفاده کند و تاریخ فوتبال از همان لحظه (که به «سه دقیقه طلایی فوتبال» معروف شد) به دو نیم تقسیم گردید.
-
انقلاب تاکتیکی ۴-۲-۴: برزیلِ «ویسنته فئولا» تنها با تکیه بر نبوغ فردی قهرمان نشد، بلکه با یک سیستم تاکتیکی کاملاً جدید وارد مسابقات شد. آرایش ۴-۲-۴ با حضور «ماریو زاگالو» که مدام بین خط میانی و حمله در رفتوآمد بود، تعادل بینظیری ایجاد کرد و به الگوی اصلی تاکتیکی جهان در دهه بعد تبدیل شد.
-
رکورد دستنیافتنی «ژوست فونتین»: در حالی که نگاهها به درخشش پله دوخته شده بود، «ژوست فونتین» مهاجم فرانسوی، با کفشهایی که از همتیمیاش قرض گرفته بود، موفق شد در تنها ۶ بازی ۱۳ گل به ثمر برساند! این رکوردی افسانهای در یک دوره از جام جهانی است که با گذشت چندین دهه، هنوز هیچ بازیکنی حتی به آن نزدیک هم نشده است.
-
فتح قاره سبز توسط آمریکای جنوبی: برزیل با غلبه بر سوئدِ میزبان در فینال (با نتیجه ۵ بر ۲)، به اولین تیم تاریخ از آمریکای جنوبی تبدیل شد که توانست جام جهانی را در خاک اروپا بالای سر ببرد (اتفاقی که تا به امروز در تاریخ جامهای جهانی بیتکرار مانده است).
-
عنکبوت سیاه و اولینهای بریتانیایی: این جام شاهد اولین حضور اتحاد جماهیر شوروی با دروازهبان افسانهایاش، «لو یاشین» (ملقب به عنکبوت سیاه) بود که پست دروازهبانی را مدرنیزه کرد. همچنین اولین و آخرین باری بود که هر چهار تیم بریتانیایی (انگلیس، اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی) همزمان موفق به صعود به جام جهانی شدند.
-
تولد «صفر-صفر» در تاریخ جام جهانی: در کمال تعجب، در کشاکش این جام پرگل و هجومی، دیدار مرحله گروهی بین برزیل و انگلستان با تساوی بدون گل به پایان رسید. این اولین بازی با نتیجه ۰-۰ در تمام تاریخ جامهای جهانی بود.
-
سایه سنگین مونیخ بر سر انگلستان: تیم ملی انگلیس در حالی پا به مسابقات گذاشت که چند ماه قبل، فاجعه هوایی مونیخ (سقوط هواپیمای حامل بازیکنان منچستریونایتد) ستارههای درخشانی چون «دانکن ادواردز» و «تامی تیلور» را از فوتبال گرفت و شیرهای سهشیرها با تیمی تضعیفشده و داغدار راهی سوئد شدند.
جام جهانی ۱۹۶۲ شیلی
جام جهانی ۱۹۶۲ در شرایطی برگزار شد که شیلی بهتازگی زلزلهای ویرانگر (زلزله ۱۹۶۰ والدیویا، قدرتمندترین زلزله ثبتشده در تاریخ جهان) را از سر گذرانده بود. همانطور که بهزیبایی توصیف کردید، برزیل در ابتدای کار ستاره خود پله را به دلیل مصدومیت از دست داد. اما اسطورهای دیگر به نام «گارینشا» با وضعیت جسمانی عجیبش ظهور کرد و تیم را تا پیروزی ۳ بر ۱ مقابل چکسلواکی در فینال پیش برد. روایت درخشان این مسابقات بیشک متعلق به این بازیکن است؛ وینگری با پاهای مادرزاد کج (یک پا کوتاهتر از پای دیگر و خمیده به داخل) که بار تیم را یکتنه به دوش کشید و با دریبلهای ویرانگر، گلزنی و بازیسازیاش، برزیل را به دومین قهرمانی پیاپی رساند.
-
شعار تاریخی شیلی: پس از زلزله ویرانگر، بسیاری معتقد بودند شیلی توان زیرساختی و مالی برای میزبانی را از دست داده است. اما «کارلوس دیتبورن»، رئیس کمیته برگزاری مسابقات، با بیان یک جمله تاریخی فیفا را متقاعد کرد میزبانی را از شیلی نگیرد:
«چون ما هیچ چیز نداریم، همهچیز را با تمام توانمان خواهیم ساخت.»
- نبرد خونین سانتیاگو: دیدار شیلی و ایتالیا در مرحله گروهی به قدری خشن و بیرحمانه بود که به «نبرد سانتیاگو» شهرت یافت. خطاهای وحشتناک، مشتزنی بازیکنان و دخالت مکرر پلیس مسلح درون زمین برای جدا کردن آنها، چهرهای تاریک از فوتبال به نمایش گذاشت. «کن استون»، داور انگلیسی این بازی، بعدها با الهام از چراغ راهنمایی رانندگی، ایده استفاده از کارتهای زرد و قرمز را برای کنترل بازیکنان به فیفا پیشنهاد داد.
-
تکرار شاهکار دفاع از قهرمانی: برزیل با فتح این جام، به دومین تیم تاریخ (پس از ایتالیای ویتوریو پوتسو) تبدیل شد که موفق به دفاع از عنوان قهرمانی خود در جام جهانی شده است؛ رکوردی که از آن سال تا به امروز دیگر هیچ تیمی در جهان نتوانسته آن را تکرار کند.
-
سگ خوششانس و خنده گارینشا: در جریان دیدار حساس انگلیس و برزیل در یکچهارم نهایی، یک سگ ولگرد وارد زمین شد و بازی را متوقف کرد. «جیمی گریوز»، ستاره انگلیس، چهار دست و پا روی زمین رفت و سگ را گرفت، اما سگ روی پیراهن او ادرار کرد! گارینشا که از این صحنه بسیار سرگرم شده بود، پس از پایان مسابقات آن سگ را به سرپرستی گرفت و با خود به برزیل برد.
-
تغییر فاز فوتبال به سمت بازی فیزیکی: بر خلاف جامهای ۱۹۵۴ و ۱۹۵۸ که پر از گل و بازیهای هجومی بودند، در این دوره تیمها رویکردی بهشدت تدافعی، فیزیکی و خشن اتخاذ کردند. تفکرات دفاعی در حال تسخیر فوتبال بود و میانگین گلهای مسابقات به شکل چشمگیری کاهش یافت.
جام جهانی ۱۹۶۶ انگلستان
جام جهانی ۱۹۶۶ همانطور که بهدقت اشاره کردید، تورنمنتی بود که در آن انگلستان با تکیه بر مزیت میزبانی، تاکتیکهای نوین و رهبری کاپیتان افسانهای خود «بابی مور»، موفق شد در فینال ومبلی با نتیجه ۴ بر ۲ آلمان غربی را شکست دهد. ضربه جنجالی «جف هرست» در وقتهای اضافه که به دیرک افقی برخورد کرد و روی خط فرود آمد، با تایید کمکداور مسابقه به گل تبدیل شد تا بحثبرانگیزترین صحنه تاریخ جامهای جهانی رقم بخورد. این قهرمانی تجلی تمامعیار این شعار بود که «فوتبال به خانه برمیگردد».
-
سرقت جام و قهرمانی یک سگ: پیش از آغاز مسابقات، کاپ قهرمانی (جام ژول ریمه) در یک نمایشگاه عمومی در لندن به سرقت رفت و اسکاتلند یارد را در بهت و آبروریزی بزرگی فرو برد. هفت روز بعد، سگی ولگرد به نام «پیکلز» (Pickles) جام را در حالی که لای روزنامه پیچیده شده و زیر بوتهای در جنوب لندن رها شده بود، با بو کشیدن پیدا کرد و به یک قهرمان ملی تبدیل شد!
-
تصمیم تاریخی کمکداور آذربایجانی: گل جنجالی جف هرست با قاطعیت و پرچم زدن «توفیق بهراموف»، کمکداور اهل شوروی (آذربایجان کنونی) پذیرفته شد. بعدها در جمهوری آذربایجان ورزشگاهی به نام او نامگذاری شد و تندیسی از او ساختند تا یادآور تصمیمی باشد که سرنوشت یک جام جهانی را تغییر داد.
-
رکورد جاودانه جف هرست: هرست در آن فینال تاریخی سه گل به ثمر رساند و تا بیش از نیمقرن، تنها بازیکنی در تاریخ فوتبال بود که موفق به ثبت هتتریک در فینال جام جهانی شد (رکوردی که در سال ۲۰۲۲ توسط کیلیان امباپه تکرار شد).
-
تولد سیستم «عجایب بدون بال»: «الف رمزی»، سرمربی تیم ملی انگلستان، با ابداع آرایش تیمی جدید و حذف وینگرهای سنتی، تیمی منسجم ساخت که مطبوعات به آن لقب «عجایب بدون بال» (Wingless Wonders) دادند. این سیستم پایه و اساس تاکتیک معروف ۴-۴-۲ را در فوتبال جهان بنا نهاد.
-
درخشش پلنگ سیاه: «اوزهبیو»، ستاره موزامبیکیالاصل تیم ملی پرتغال، با نمایشی خیرهکننده و به ثمر رساندن ۹ گل، عنوان آقای گلی مسابقات را از آن خود کرد. شاهکار او در بازی مقابل کره شمالی رقم خورد؛ جایی که پرتغال ۳ بر ۰ عقب افتاد اما با ۴ گل اوزهبیو موفق به بازگشتی تاریخی شد.
-
شگفتیسازی طوفان زرد آسیا: تیم ملی کره شمالی با خلق یکی از بزرگترین شگفتیهای تاریخ مسابقات، ایتالیای قدرتمند و مدعی را با تک گل «پاک دو ایک» شکست داد و آنها را از جام حذف کرد. کره شمالی با این پیروزی به اولین تیم آسیایی تاریخ تبدیل شد که توانست از مرحله گروهی جام جهانی صعود کند.
-
شکار پادشاه و حذف مدافع قهرمانی: برزیل که قهرمان دو دوره قبلی (۱۹۵۸ و ۱۹۶۲) بود، در همان مرحله گروهی حذفی تلخ را تجربه کرد. مدافعان حریف با درک مهارت پله، با خطاهای بهشدت خشن و هدفمند او را مصدوم و از جریان بازیها خارج کردند. پله که از این خشونتهای بیامان به ستوه آمده بود، پس از مسابقات قسم خورد که دیگر هرگز در جام جهانی بازی نخواهد کرد؛ هرچند چهار سال بعد نتوانست بر عشق خود به فوتبال غلبه کند و به میادین بازگشت.
جام جهانی ۱۹۷۰ مکزیک
جام جهانی ۱۹۷۰ مکزیک، همانگونه که بهزیبایی توصیف کردید، به لطف پخش زنده با تلویزیونهای رنگی، یک انقلاب بصری خلق کرد. درخشش پیراهنهای زرد و لاجوردی زیر آفتاب سوزان مکزیک، فوتبال را از یک ورزش صرف به یک پدیده زیباییشناختی جهانی ارتقا داد. برزیل با ارائه فوتبالی که تبلور مطلق هنر بود، ایتالیای خسته از ماراتن نیمهنهایی را در فینال (با نتیجه ۴ بر ۱) در هم کوبید تا با کسب سومین قهرمانی، جام نقرهای و طلایی «ژول ریمه» را برای همیشه به خانه ببرد.
اما این جام افسانهای که ویترین «کاملترین تیم تاریخ» بود، جزئیات و اتفاقات جاودانه دیگری نیز در دل خود داشت:
-
اوجگیری ژوگوبونیتو در «گل بینقص»: گل چهارم برزیل در فینال توسط کاپیتان «کارلوس آلبرتو»، به عنوان یکی از زیباترین گلهای تیمی تاریخ فوتبال شناخته میشود. این گل با مجموعهای از پاسهای دقیق و چشمنواز از خط دفاع تا حمله (با دخالت پله و پاس کور و استثنایی او) به ثمر رسید و تجلی بینقص سبک «بازی زیبا» (Joga Bonito) بود.
-
پادشاهی سهگانه و ابدی پله: پله که پس از خشونتهای جام ۱۹۶۶ قسم خورده بود دیگر در جام جهانی بازی نکند، به میادین بازگشت تا با فتح این جام، به تنها بازیکن تاریخ فوتبال تبدیل شود که سه بار جام جهانی را بالای سر برده است؛ رکوردی دستنیافتنی که او را به پادشاه بلامنازع این مسابقات بدل کرد.
-
رکورد حیرتانگیز جرزینیو: «جرزینیو»، وینگر طوفانی برزیل (ملقب به گردباد)، دست به کاری خارقالعاده زد. او در تمام بازیهای برزیل در این جام (از افتتاحیه تا فینال) گلزنی کرد؛ شاهکاری که تا به امروز در تاریخ جامهای جهانی تکرار نشده است.
-
نبرد قرن در نیمهنهایی: ماراتن ۱۲۰ دقیقهای که به آن اشاره کردید، دیدار نیمهنهایی میان ایتالیا و آلمان غربی بود که با پیروزی ۴ بر ۳ ایتالیا به پایان رسید. این بازی پرالتهاب به «بازی قرن» شهرت یافت. تصویر ماندگار این مسابقه، «فرانتس بکنباوئر»، اسطوره آلمان بود که پس از دررفتگی کتفش، با دستی آویزان و بانداژشده تا سوت پایان در زمین جنگید.
-
مهار قرن توسط گوردون بنکس: در دیدار مرحله گروهی میان برزیل و انگلستان (مدافع عنوان قهرمانی)، ضربه سر قدرتمند و دقیق پله در حالی که همه منتظر عبور آن از خط بودند، با شیرجهای فراانسانی توسط «گوردون بنکس»، دروازهبان انگلستان، دفع شد. این مهار همچنان به عنوان بزرگترین سیو تاریخ جامهای جهانی شناخته میشود.
-
تولد کارتهای زرد و قرمز و تعویضها: این جام از نظر قوانین نیز یک نقطه عطف بود. برای نخستین بار در تاریخ، قانون تعویض بازیکنان (دو تعویض برای هر تیم) اجرا شد. همچنین با الهام از ایده کن استون (پس از نبرد خشن سانتیاگو در سال ۱۹۶۲)، کارتهای زرد و قرمز برای اولین بار در جیب داوران قرار گرفت؛ هرچند در طول این مسابقات حتی یک کارت قرمز هم از جیب داوران خارج نشد و جامی بسیار پاک و جوانمردانه رقم خورد.
جام جهانی ۱۹۷۴ آلمان غربی
جام جهانی ۱۹۷۴ آوردگاهی بود که فلسفهی انقلابی «توتال فوتبال» (Total Football) هلند با رهبری کاریزماتیک «یوهان کرایف» جهان را مسحور خود کرد. اما همانطور که بهدقت اشاره کردید، فینال مونیخ ثابت کرد که در فوتبال حرفهای «همیشه رومانتیکترین تیم برنده نمیشود». آلمان غربی با تکیه بر ساختار ماشینی، ذهنیت برندهی تسلیمناپذیر و رهبری «فرانتس بکنباوئر» (قیصر فوتبال)، با پیروزی ۲ بر ۱ جام را در خانه نگه داشت.
برای درک کاملتر این تورنمنت بینظیر، باید به این حوادث و حواشی کلیدی نیز نگاهی انداخت:
-
شوک زودهنگام و رکوردی بینظیر: فینال با اتفاقی حیرتانگیز آغاز شد. هلندیها با سوت شروع بازی ۱۶ پاس پیاپی دادند تا اینکه یوهان کرایف با یک فرار ویرانگر وارد محوطه جریمه شد و با خطای «اولی هونس» متوقف گردید. پنالتی را «یوهان نیسکنس» در دقیقه دوم گل کرد؛ در حالی که تا آن لحظه حتی یک بازیکن آلمانی پایش به توپ نخورده بود! این سریعترین گل تاریخ فینالهای جام جهانی تا آن زمان به شمار میرفت.
-
تولد کاپ طلایی و جدید: از آنجا که برزیل در سال ۱۹۷۰ جام «ژول ریمه» را پس از سه قهرمانی برای همیشه به خانه برده بود، فیفا در این دوره از جام قهرمانی جدید خود رونمایی کرد؛ جامی از طلای ۱۸ عیار اثر مجسمهساز ایتالیایی «سیلویو گاتزانیگا» که تا به امروز در دستان قهرمانان جهان بالا میرود. آلمان غربی اولین تیمی بود که این جام جدید را فتح کرد.
-
نبرد برادران پشت دیوار برلین: یکی از سیاسیترین مسابقات تاریخ فوتبال در مرحله گروهی این جام رقم خورد؛ تقابل تاریخی آلمان غربی (کاپیتالیسم) و آلمان شرقی (کمونیسم). در این بازی پرالتهاب، آلمان شرقی با تک گل «یورگن اسپارواسر» به پیروزی رسید. هرچند این شکست برای آلمان غربی تلخ بود، اما در نهایت به نفع آنها تمام شد، زیرا به عنوان تیم دوم صعود کردند و در مرحله بعدی به قرعههای آسانتری خوردند.
-
ابداع جاودانه «چرخش کرایف»: در مسابقه مقابل سوئد، یوهان کرایف حرکتی مسحورکننده انجام داد که برای همیشه در تاریخ فوتبال با نام «چرخش کرایف» (Cruyff Turn) ثبت شد. او با یک فریب بدن بینظیر و تغییر مسیر ناگهانی، «یان اولسون» مدافع سوئدی را کاملاً محو کرد و نمادی ابدی از خلاقیت بیحدومرز هلندیها را به نمایش گذاشت.
-
وداع باشکوه بمبافکن: گل پیروزیبخش آلمان در فینال را «گرد مولر» (ملقب به بمبافکن ژرمنها) با یک چرخش سریع و ضربه ناگهانی به ثمر رساند. این چهاردهمین و آخرین گل او در تاریخ جامهای جهانی بود که رکورد بهترین گلزن تاریخ مسابقات را برای دههها به نام او ثبت کرد. مولر در کمال تعجب پس از فتح این جام، در ۲۸ سالگی برای همیشه از بازیهای ملی خداحافظی کرد.
-
شگفتی و تراژدی زئیر: تیم ملی زئیر (جمهوری دموکراتیک کنگوی فعلی) به عنوان اولین نماینده تاریخ آفریقای سیاه پا به جام جهانی گذاشت. صحنه عجیب شوت کردن توپ توسط «اموپو ایلونگا» در جریان ضربه ایستگاهی برزیل (او پیش از سوت داور از دیوار دفاعی خارج شد و توپ را به دوردست شوت کرد)، سالها توسط رسانهها به عنوان عدم شناخت قوانین فوتبال مسخره میشد. اما سالها بعد مشخص شد که بازیکنان زئیر پیش از بازی توسط محافظان «موبوتو سسه سوکو» (دیکتاتور زئیر) تهدید شده بودند که در صورت شکست با اختلاف بیش از ۳ گل، حق بازگشت به خانه را ندارند و این حرکت ناشی از اوج وحشت و فروپاشی روانی ایلونگا برای تلف کردن وقت بازی بود.
جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین
جام جهانی ۱۹۷۸، همانطور که بهزیبایی اشاره کردید، نماد بارز سوءاستفاده یک رژیم دیکتاتوری از شور و شوق فوتبالی بود. در حالی که «ماریو کمپس» با موهای بلند و درخشش خیرهکنندهاش در میان باران کاغذپارههای (Papelitos) ورزشگاه مونومنتال میرقصید و هلند را در فینال (با نتیجه ۳ بر ۱ در وقتهای اضافه) تسلیم میکرد، ژنرال ویدلا از این قهرمانی به عنوان سپری برای پنهان کردن جنایات و تطهیر چهره بینالمللی خود بهره برد.
اما برای درک کامل ابعاد این جام پرالتهاب، باید به این حوادث و حواشی مهم نیز اشاره کرد:
-
فریاد خاموش «مادران میدان مایو»: یکی از دردناکترین تضادهای تاریخ ورزش در این جام رقم خورد. در حالی که هزاران نفر در ورزشگاه مونومنتال فریاد شادی سر میدادند، تنها در فاصله یک کیلومتری ورزشگاه در مدرسه مکانیک نیروی دریایی (ESMA)، زندانیان سیاسی در سیاهچالههای حکومت شکنجه میشدند. همزمان، زنانی که فرزندانشان توسط حکومت ناپدید شده بودند (معروف به مادران میدان مایو)، در اعتراض به این جنایات در خیابانها راهپیمایی میکردند؛ تصویری که چهرهای به غایت تاریک به این تورنمنت بخشید.
-
معمای بازی آرژانتین و پرو (تبانی یا معجزه؟): در مرحله دوم گروهی، آرژانتین برای رسیدن به فینال و حذف برزیل، نیاز داشت تا تیم قدرتمند پرو را با اختلاف حداقل ۴ گل شکست دهد. این مسابقه با نتیجه عجیب ۶ بر ۰ به سود آرژانتین پایان یافت. شایعات بسیاری مبنی بر دخالت دیکتاتوری، ارسال محمولههای بزرگ گندم به پرو، بخشش بدهیهای این کشور و حتی حضور شخص ژنرال ویدلا در رختکن پرو پیش از بازی مطرح شد که این دیدار را به یکی از مشکوکترین بازیهای تاریخ فوتبال تبدیل کرد.
-
غیبت بزرگ «یوهان کرایف»: تیم ملی هلند، مبدع «توتال فوتبال» و نایبقهرمان دوره قبل، بدون رهبر و ستاره اصلی خود یعنی یوهان کرایف پا به این مسابقات گذاشت. سالها تصور میشد دلیل انصراف او تحریم مسابقات در اعتراض به دیکتاتوری آرژانتین بوده است، اما کرایف دههها بعد فاش کرد که به دلیل تلاش سارقان مسلح برای ربودن او و خانوادهاش در بارسلونا، از نظر روانی آمادگی جدایی طولانیمدت از خانواده و حضور در مسابقات را نداشته است.
-
خط خوردن تلخ مارادونای نوجوان: «سزار لوییس منوتی» (ملقب به ال فِلاکو)، سرمربی روشنفکر و سیگاری آرژانتین، پیش از آغاز جام تصمیمی جنجالی گرفت و «دیگو آرماندو مارادونا»ی ۱۷ ساله را از لیست نهایی خط زد. او معتقد بود مارادونا برای تحمل فشار بیامان چنین تورنمنتی در خاک خودی بیش از حد جوان است. مارادونا بعدها اعتراف کرد که آن روز، تلخترین روز زندگیاش بوده است.
-
برزیل؛ قهرمان اخلاقی و بدون شکست: برزیل صرفاً به دلیل تفاضل گل کمتر نسبت به آرژانتین (به خاطر همان بازی جنجالی با پرو)، از رسیدن به فینال بازماند. آنها با پیروزی در بازی ردهبندی مقابل ایتالیا، مسابقات را بدون حتی یک شکست به پایان رساندند. «کلودیو کوتینیو»، سرمربی وقت برزیل، در پایان تورنمنت تیمش را «قهرمانان اخلاقی جام» نامید.
-
نخستین حضور ایران در تاریخ جام جهانی: این دوره برای فوتبال ایران نیز نقطه عطفی فراموشنشدنی محسوب میشد. تیم ملی ایران موفق شد برای نخستین بار در تاریخ جواز حضور در جام جهانی را کسب کند. تیمی متشکل از اسطورههایی چون ناصر حجازی، علی پروین و حسن روشن که به مصاف تیمهای هلند، اسکاتلند و پرو رفت و موفق شد با تساوی ۱-۱ مقابل اسکاتلند (با گل ایرج داناییفرد)، اولین امتیاز تاریخ فوتبال ایران را در این آوردگاه جهانی ثبت کند.
جام جهانی ۱۹۸۲ اسپانیا
جام جهانی ۱۹۸۲ اسپانیا، همانطور که بهزیبایی توصیف کردید، تورنمنتی بود که در آن رستاخیز یک ستاره طردشده، رویای زیباترین تیم تاریخ را بر باد داد. ایتالیای «انزو بیرزوت» پس از نمایشی ناامیدکننده در دور اول و صعودی میلیمتری (با سه تساوی)، ناگهان در دور دوم بیدار شد. «پائولو روسی» که به دلیل دست داشتن در رسوایی شرطبندی و تبانی (توتونِرو) دو سال محروم بود و در لحظات آخر به تیم ملی دعوت شد، با هتتریک تاریخی خود در ورزشگاه ساریا، برزیلِ افسانهای «تله سانتانا» را به زانو درآورد.
اما این تورنمنت پرفراز و نشیب، آبستن حوادث جاودانه و بینظیر دیگری نیز بود:
-
تراژدی ساریا (مرگ بازی زیبا): تیمی که تله سانتانا ساخته بود (با ستارگانی چون زیکو، سوکراتس، فالکائو و اِدر)، به اعتقاد بسیاری از کارشناسان حتی از برزیل ۱۹۷۰ هم زیباتر بازی میکرد. آنها نماد هنر و فوتبال رمانتیک بودند، اما شکست ۳ بر ۲ مقابل ایتالیا در دومین مرحله گروهی، به «تراژدی ساریا» معروف شد. زیکو بعدها در جملهای تلخ گفت: «آن روز، روزی بود که فوتبال مُرد»؛ چرا که پس از آن، نتیجهگرایی و تاکتیکهای دفاعی بر بازی زیبا و هجومی غلبه کرد.
- پیرمرد ۴۰ ساله در قله جهان: «دینو زوف»، دروازهبان و کاپیتان افسانهای ایتالیا، با بالای سر بردن جام در سن ۴۰ سال و ۱۳۳ روز، رکورد مسنترین قهرمان تاریخ جام جهانی را به نام خود ثبت کرد؛ رکوردی که با گذشت چند دهه همچنان دستنیافتنی مانده است.
-
رسوایی خیخون و تغییر قوانین فیفا: در مرحله گروهی، تیم ملی الجزایر با شکست دادن آلمان غربی شگفتی بزرگی خلق کرد. اما در بازی آخر گروه بین آلمان غربی و اتریش، دو تیم میدانستند که پیروزی ۱ بر ۰ آلمان باعث صعود هر دو تیم و حذف الجزایر میشود. پس از گل زودهنگام آلمان، دو تیم عملاً بازی را رها کردند و ۸۰ دقیقه به پاسکاریهای بیهدف پرداختند! این تبانی شرمآور که به «رسوایی خیخون» معروف شد، فیفا را مجبور کرد تا قانون برگزاری همزمان بازیهای آخر دور گروهی را برای همیشه تصویب کند.
-
نبرد خونین سویا و بیرحمی شوماخر: دیدار نیمهنهایی میان آلمان غربی و فرانسه، یکی از حماسیترین و خشنترین بازیهای تاریخ بود. در جریان این بازی، «هارولد شوماخر» دروازهبان آلمان، با خروجی وحشتناک به «پاتریک باتیستون» فرانسوی کوبید؛ ضربهای که باعث کما رفتن، شکستن فک و ریختن دندانهای باتیستون شد، اما داور حتی خطا هم نگرفت! این بازی با تساوی ۳-۳ به پایان رسید و آلمان در اولین ضربات پنالتی تاریخ جامهای جهانی پیروز شد.
-
ورود شیخ کویتی به زمین: در یکی از عجیبترین اتفاقات تاریخ جام جهانی، در جریان بازی فرانسه و کویت، پس از آنکه داور گل فرانسویها را پذیرفت، بازیکنان کویت ادعا کردند که با شنیدن صدای سوت (که ظاهراً از روی سکوها بوده) ایستادهاند. در این لحظه، «شیخ فهد الاحمد الصباح»، رئیس فدراسیون کویت، از جایگاه ویژه به درون زمین آمد و بازیکنانش را تهدید کرد که اگر داور گل را مردود نکند، زمین را ترک خواهند کرد. داور در کمال ناباوری تسلیم شد و گل را مردود اعلام کرد!
جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک
جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک، بوم نقاشیِ «دیگو آرماندو مارادونا» بود. او با نمایشی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان در تاریخ فوتبال بیتکرار است، یکتنه سرنوشت مسابقات را رقم زد. تقابل با انگلستان در مرحله یکچهارم نهایی، جایی که او در فاصله تنها چهار دقیقه «دست خدا» (تجلی رندی و انتقام) و «گل قرن» (دریبل نیمی از تیم حریف و تجلی کمال ماورایی فوتبال) را به ثبت رساند، به نمادینترین مسابقه تاریخ این ورزش تبدیل شد.
اما برای درک کاملتر ابعاد این تورنمنت افسانهای، باید به این حوادث و حواشی کلیدی نیز اشاره کرد:
-
انتقام خونین در مستطیل سبز (سایه جنگ فالکلند): دیدار آرژانتین و انگلستان برای مارادونا و ملت آرژانتین چیزی بسیار فراتر از یک مسابقه ورزشی بود. تنها چهار سال پیش از آن، دو کشور در جنگ «فالکلند» (مالویناس) با هم درگیر شده بودند و آرژانتین جوانان زیادی را از دست داده بود. مارادونا بعدها در کتاب خاطراتش اعتراف کرد که آن مسابقه تداعیگر یک نبرد ملی بود و بازیکنان آرژانتین احساس میکردند با هر تکل و هر گل، انتقام خون جوانانشان را میگیرند.
-
مکزیک؛ میزبان نجاتبخش در دل ویرانی: در ابتدا قرار بود کلمبیا میزبان این مسابقات باشد، اما به دلیل بحرانهای شدید اقتصادی و مشکلات داخلی در سال ۱۹۸۲ انصراف داد. مکزیک میزبانی را بر عهده گرفت و به اولین کشوری تبدیل شد که دو بار میزبان جام جهانی شده است (پیشتر در ۱۹۷۰). اما تنها هشت ماه پیش از آغاز مسابقات، زلزلهای هولناک مکزیکوسیتی را لرزاند و هزاران کشته بر جای گذاشت. با این حال، مکزیکیها با ارادهای پولادین همهچیز را آماده کردند و نماد امید در میانه ویرانی شدند.
-
پاس گل طلایی در فینال: در فینال نفسگیر مقابل آلمان غربی، در حالی که آرژانتین برتری ۲-۰ را از دست داده و بازی ۲-۲ مساوی شده بود، مارادونا که در طول بازی توسط «لوتار ماتئوس» بهشدت یارگیری شده بود، در دقیقه ۸۴ در میان محاصره مدافعان با یک پاس در عمق جادویی و بینقص، «خورخه بوروچاگا» را روانه دروازه کرد تا گل سوم و قهرمانی آرژانتین رقم بخورد. مارادونا این جام را با ۵ گل و ۵ پاس گل به پایان رساند.
-
شگفتیسازی شیرهای اطلس: در این دوره، تیم ملی مراکش با خلق شگفتی در گروهی که انگلستان، لهستان و پرتغال حضور داشتند، صدرنشین شد. مراکش با این درخشش به اولین تیم آفریقایی تاریخ تبدیل شد که توانست از مرحله گروهی جام جهانی صعود کند و مسیر را برای قدرتنمایی آفریقاییها در دهههای بعد هموار سازد.
-
تولد موج مکزیکی (Mexican Wave): یکی از ماندگارترین یادگارهای فرهنگی این جام برای هواداران فوتبال، ابداع و فراگیر شدن «موج مکزیکی» بود. تماشاگران در ورزشگاههای مکزیک با بلند شدن و نشستن هماهنگ، موجی انسانی خلق میکردند که از آن زمان تا به امروز به یکی از جذابترین رسوم سکوهای فوتبال در سراسر جهان تبدیل شده است.
-
آقای گلی یک جنتلمن: با وجود درخشش بیچونوچرای مارادونا، عنوان آقای گلی مسابقات (کفش طلا) با ۶ گل به «گری لینهکر» مهاجم انگلستان رسید. لینهکر که در دوران حرفهای خود حتی یک کارت زرد هم دریافت نکرد، در همان بازی معروف مقابل آرژانتین، تنها گل تیمش را به ثمر رساند.
جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا
جام جهانی ۱۹۹۰ ایتالیا، تورنمنتی بود که سایه سنگین احتیاط، خشونت و مسابقات کمگل بر آن سنگینی میکرد. با این حال، این جام با لحظات ناب و خالص احساسی همچون اشکهای «پل گاسکوین» (گازا) در حافظه تاریخی فوتبال جاودانه شده است. فینال این تورنمنت در ورزشگاه المپیکو رم، دقیقاً تکرار نبرد دوره قبل بین آرژانتینِ مارادونا و آلمان غربیِ بکنباوئر بود، اما این بار سرنوشت متفاوتی رقم خورد؛ جایی که با پنالتیِ دقیق «آندریاس برمه»، انتقام آلمانها از مارادونا گرفته شد و جام سوم به آغوش ژرمنها رفت.
برای درک بهتر فضای منحصربهفرد این دوره، باید به این اتفاقات و حواشی کلیدی نیز نگاهی انداخت:
-
پایینترین میانگین گلزنی و تغییر قوانین فیفا: این دوره با ثبت میانگین ضعیف ۲.۲۱ گل در هر بازی، کمگلترین و دفاعیترین جام جهانی تاریخ لقب گرفت. تیمها به شدت به وقتکشی و پاس رو به عقب به دروازهبان (برای در دست گرفتن توپ) روی آورده بودند. این سبک بازی کسلکننده باعث شد تا فیفا بلافاصله پس از این تورنمنت، قانون معروف «ممنوعیت پاس رو به عقب به دروازهبان» را تصویب کند تا سرعت و هیجان به فوتبال بازگردد.
-
اشکهای گازا و تولد دوباره فوتبال انگلستان: در دیدار نیمهنهایی میان انگلستان و آلمان غربی، پل گاسکوین، ستاره جوان و محبوب سهشیرها، با دریافت کارت زرد متوجه شد که حتی در صورت صعود تیمش به فینال، آن مسابقه را از دست خواهد داد. اشکهای بیامان او در میانه میدان، قلب یک ملت را لرزاند. پس از فجایع هولیگانیسم در دهه ۸۰، این اشکها چهرهای انسانی و پاک از فوتبال انگلستان به نمایش گذاشت و باعث آشتی دوباره مردم بریتانیا با این ورزش شد.
-
رقص کنار پرچم و شگفتیسازی شیرهای رامنشدنی: تیم ملی کامرون با درخشش مهاجم ۳۸ ساله خود، «روژه میلا»، جهان را شگفتزده کرد. او که از بازنشستگی بازگشته بود، با گلزنیهایش و رقص نمادین و شادش در کنار پرچم کرنر، کامرون را به اولین تیم آفریقایی تاریخ تبدیل کرد که به مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی میرسد. کامرون در همان بازی افتتاحیه نیز آرژانتینِ مدافع عنوان قهرمانی را شکست داده بود.
-
ظهور غیرمنتظره یک ناجی به نام «توتو»: ایتالیای میزبان در خط حمله ستارگان بزرگی داشت، اما قهرمان بیبدیل آنها مهاجمی ناشناخته و تعویضی به نام «سالواتوره (توتو) اسکیلاچی» بود. او با چشمان از حدقه درآمده و عطش سیریناپذیرش برای گلزنی، با ۶ گل عنوان آقای گلی (کفش طلا) و بهترین بازیکن مسابقات (توپ طلا) را از آن خود کرد؛ موفقیتی که همچون یک جرقه در تاریخ فوتبال روشن و بلافاصله خاموش شد.
-
فینالی پر از خشونت و اشکهای مارادونا: فینال ۱۹۹۰ یکی از زشتترین و خشنترین بازیهای پایانی تاریخ بود. آرژانتین به اولین تیمی تبدیل شد که در فینال جام جهانی گلزنی نمیکند و همچنین اولین تیمی که در فینال اخراجی میدهد (پدرو مونزون و گوستاوو دزوتی کارت قرمز گرفتند). پس از سوت پایان، دیگو مارادونا که در طول مسابقات بارها توسط هواداران ایتالیایی هو شده بود، این بار در جایگاه بازنده و با چشمانی اشکبار مدال نقره خود را دریافت کرد.
-
پیوند جاودانه فوتبال و اپرا: موسیقی رسمی این مسابقات (Un’estate italiana) به یکی از محبوبترین ترانههای تاریخ جامهای جهانی تبدیل شد. اما تاثیر فرهنگی مهمتر، اجرای زنده و افسانهای قطعه «نسون دورما» (Nessun Dorma) توسط لوچانو پاواروتی بود که پیوندی ابدی میان هنر اپرا و درام مستطیل سبز ایجاد کرد.
جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا
جام جهانی ۱۹۹۴، نقطه عطف جهانیسازی و کالاییسازی فوتبال بود. فینال پاسادنا در کالیفرنیا زیر آفتاب سوزان، به نبردی فرساینده و بدون گل میان ایتالیا و برزیل تبدیل شد تا برای نخستین بار سرنوشت جام در ضربات پنالتی گره بخورد. تصویر جاودانه این جام، ایستادن «روبرتو باجو» (دماسبی آسمانی) با دستانی به کمر و نگاهی خیره به زمین، پس از شلیک پنالتی به آسمان بود؛ مردی که یکتنه ایتالیا را تا فینال پیش برده بود، در نهایت با یک ضربه رویای یک ملت را بر باد داد تا برزیلِ «کارلوس آلبرتو پریرا» با اتکا به جادوی زوج خط حمله خود (روماریو و ببتو)، پس از ۲۴ سال جام چهارم را در آغوش بکشد.
اما این جام پرزرقوبرق و در عین حال تراژیک، رویدادهای تاریخی مهم دیگری نیز در دل خود داشت:
-
تراژدی خونین آندرس اسکوبار: تیم ملی کلمبیا با ستارگانی چون «کارلوس والدراما» و حمایتهای پنهان کارتلهای مواد مخدر، به عنوان یکی از مدعیان پنهان پا به جام گذاشت. اما یک گل به خودی توسط مدافع آنها، «آندرس اسکوبار» در بازی مقابل آمریکا، منجر به حذف این تیم شد. چند روز پس از بازگشت به کلمبیا، اسکوبار در خارج از یک رستوران در مدلین با شلیک ۶ گلوله کشته شد؛ جنایتی هولناک که نشان داد فوتبال تا چه حد میتواند با خشونت و جنون گره بخورد.
-
پایان تلخ پادشاه (دوپینگ مارادونا): «دیگو مارادونا» با کاهش وزن چشمگیر و آمادگی بالا به تیم ملی آرژانتین بازگشت. گل زیبای او به یونان و فریادهای دیوانهوارش رو به دوربین، نوید یک تورنمنت رویایی را میداد. اما تنها چند روز بعد، نتیجه آزمایش دوپینگ او (به دلیل مصرف افدرین) مثبت اعلام شد و فیفا او را با خفت از جام اخراج کرد. مارادونا در جملهای تاریخی و پر از بغض گفت: «آنها پاهایم را بریدند.»
-
شادی پس از گل نمادین (گهواره ببتو): در دیدار مهیج یکچهارم نهایی مقابل هلند، «ببتو» پس از گلزنی به سمت کنار زمین دوید و دستانش را به شکل تکان دادن یک نوزاد در آغوش گرفت تا تولد فرزندش را جشن بگیرد. بلافاصله روماریو و مازینیو نیز به او پیوستند و این حرکت به یکی از معروفترین و ماندگارترین شادیهای پس از گل در تاریخ فوتبال تبدیل شد.
-
رکوردهای جاودانه و دستنیافتنی: این جام شاهد ثبت دو رکورد فردی شگفتانگیز بود. «اولگ سالنکو» مهاجم روسیه، در بازی مقابل کامرون ۵ گل به ثمر رساند (رکوردی که هنوز پابرجاست) و در همان بازی، «روژه میلا» اسطوره کامرون، با گلزنی در سن ۴۲ سال و ۳۹ روز، نام خود را به عنوان مسنترین گلزن تاریخ جامهای جهانی ثبت کرد.
-
شگفتیسازان اروپای شرقی: این تورنمنت جولانگاه درخشش ستارگان بلوک شرق بود. بلغارستان با رهبری و گلزنیهای «هریستو استویچکوف» با حذف آلمانِ مدافع قهرمانی تا نیمهنهایی پیش رفت. رومانی نیز با جادوی «گئورگی حاجی» (ملقب به مارادونای کارپات) نمایشهایی خیرهکننده ارائه داد و آرژانتینِ بدون مارادونا را از پیش رو برداشت.
-
ادای دین به اسطوره فرمول یک: بازیکنان برزیل پس از قهرمانی در فینال، بنری را در زمین به نمایش درآوردند که روی آن نوشته شده بود: «سنا… ما با هم شتاب میگیریم، جام چهارم مال ماست!» این اقدام ادای احترامی تکاندهنده به «آیرتون سنا»، راننده افسانهای و برزیلی فرمول یک بود که تنها دو ماه پیش از آغاز جام جهانی در پیستی در ایتالیا جان خود را از دست داده بود.
-
رکورد تماشاگران برای کشوری بدون لیگ: با وجود اینکه ایالات متحده در آن زمان حتی یک لیگ حرفهای فوتبال نداشت، میانگین تماشاگران این جام نزدیک به ۶۹ هزار نفر در هر مسابقه بود؛ رکوردی بینظیر که با گذشت چندین دهه و با وجود افزایش تعداد تیمها و مسابقات در دورههای بعدی، هنوز شکسته نشده است.
جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه
جام جهانی ۱۹۹۸، همانطور که بهزیبایی اشاره کردید، نقطه اوج پیوند فوتبال و هویت ملی بود. تیمی که «امه ژاکه» ساخته بود، با ترکیبی از مهاجران و بومیان (معروف به نسل Black-Blanc-Beur یا سیاه، سفید، عرب)، پاسخی کوبنده به راستگرایان افراطی فرانسه داد و نماد بیبدیل یکپارچگی شد. در شب فینال پاریس، در حالی که اردوی برزیل در شوک تشنج و حمله عصبی عجیبِ «رونالدو» (مریخی) در فاصله چند ساعت مانده به بازی فرو رفته بود، «زینالدین زیدان» با دو ضربه سر مهارنشدنی و گل لحظات پایانی «امانوئل پتی»، برزیل را ۳ بر صفر در هم کوبید تا خروسها برای اولین بار بر بام جهان بایستند.
-
معمای بزرگ مریخی در فینال: اتفاقات هتل برزیل پیش از فینال هنوز یکی از بزرگترین رازهای تاریخ فوتبال است. نام رونالدو، بهترین بازیکن جهان در آن زمان، ابتدا از لیست ترکیب اصلی خط خورد. اما او در آخرین لحظات با اصرار خودش به زمین رفت و سایهای بیروح از یک ستاره بود. بسیاری معتقدند فشار روانی خردکننده اسپانسرها و انتظارات یک ملت، باعث فروپاشی فیزیکی او شد.
-
تولد «گل طلایی» در تاریخ فوتبال: این تورنمنت نخستین دورهای بود که فیفا قانون «گل طلایی» (مرگ ناگهانی) را در وقتهای اضافه اجرا کرد. «لوران بلان»، مدافع پیشتاخته فرانسه، در دقیقه ۱۱۴ بازی نفسگیر مرحله یکهشتم نهایی مقابل پاراگوئه (و دروازهبان افسانهایاش خوزه لوئیس چیلاورت)، اولین گل طلایی تاریخ جامهای جهانی را به ثمر رساند و تیمش را از کابوس حذف نجات داد.
-
شاهکار کرواسی در اولین حضور: کرواسی که پس از فروپاشی یوگسلاوی برای اولین بار به عنوان کشوری مستقل پا به مسابقات گذاشته بود، با پیراهنهای شطرنجی جذابش شگفتیساز شد. آنها آلمان را ۳ بر صفر در هم کوبیدند و به مقام سوم رسیدند. «داور شوکر»، مهاجم بیبدیل آنها، با ۶ گل عنوان آقای گلی (کفش طلا) را از آن خود کرد.
-
نبرد حماسی و جنونآمیز انگلستان و آرژانتین: تقابل این دو رقیب سنتی در یکهشتم نهایی همهچیز داشت؛ از گل انفرادی و شگفتانگیز «مایکل اوون» ۱۸ ساله تا شیطنت «دیگو سیمئونه» و اخراج جنجالی «دیوید بکام» به دلیل لگد زدن به او. انگلستان در نهایت در ضربات پنالتی حذف شد و بکام به عنوان مقصر اصلی، ماهها در بریتانیا تحت شدیدترین حملات رسانهای قرار گرفت.
-
کنترل توپ ماورایی «دنیس برکمپ»: در بازی مرحله یکچهارم نهایی میان هلند و آرژانتین، در حالی که بازی در دقیقه ۹۰ با تساوی ۱-۱ رو به پایان بود، «دنیس برکمپ» پاس بلند و ۶۰ متری فرانک دیبوئر را با یک لمس جادویی مهار کرد، با لمس دوم مدافع آرژانتین (روبرتو آیالا) را از جریان بازی محو کرد و با لمس سوم یکی از زیباترین گلهای تاریخ جام جهانی را به ثمر رساند.
-
بازی قرن؛ صلح در مستطیل سبز: دیدار ایران و ایالات متحده آمریکا در مرحله گروهی، به دلیل تنشهای شدید سیاسی میان دو کشور، توجه تمام جهان را به خود جلب کرد. اما پیش از سوت آغاز، بازیکنان دو تیم با اهدای گلهای سفید به یکدیگر و گرفتن عکس یادگاری مشترک، یکی از زیباترین پیامهای صلح در تاریخ ورزش را مخابره کردند. این بازی تاریخی با پیروزی ۲-۱ ایران (با گلهای حمید استیلی و مهدی مهدویکیا) و ثبت نخستین پیروزی تاریخ فوتبال ایران در جامهای جهانی به پایان رسید.
جام جهانی ۲۰۰۲ کره جنوبی و ژاپن
جام جهانی ۲۰۰۲، همانطور که بهدقت اشاره کردید، آوردگاه رستگاری بزرگ بود. در حالی که سایه سنگین فینال ۱۹۹۸ و مصدومیتهای ویرانگر زانو بر سر «رونالدو نازاریو» (مریخی) سنگینی میکرد، او با ارادهای پولادین بازگشت. رونالدو حتی با اصلاح سر عجیب و نیمهکارهاش (که بعدها اعتراف کرد برای پرت کردن حواس رسانهها از مصدومیت کشاله رانش بوده) تمام نگاهها را به خود دوخت و با ۸ گل زده، دبل تاریخی در فینال یوکوهاما و غلبه بر سد تسخیرناپذیر ژرمنها، پنجمین ستاره (پنتامپئون) را بر سینه برزیل حک کرد.
اما این جام ساختارشکن که برای اولین بار در تاریخ به طور مشترک توسط دو کشور میزبانی میشد، آبستن حوادث جاودانه دیگری نیز بود:
حوادث و اتفاقات ماندگار جام جهانی ۲۰۰۲
-
کابوس خروسها و نفرین مدافع قهرمانی: فرانسه که با اقتدار قهرمان دوره قبل و قهرمان یورو ۲۰۰۰ شده بود، در بازی افتتاحیه با نتیجه ۱ بر صفر مغلوب سنگال (مستعمره سابق خود) شد. تیم پرستاره فرانسه در نهایت بدون زدن حتی یک گل و با کسب تنها یک امتیاز، در همان مرحله گروهی حذفی تحقیرآمیز را تجربه کرد تا «نفرین مدافعان قهرمانی» در قرن جدید متولد شود.
-
رسواییهای داوری و صعود تاریخی میزبان: صعود کره جنوبی تا مرحله نیمهنهایی با شگفتی و البته جنجالهای بیسابقهای همراه بود. در دیدارهای این تیم مقابل ایتالیا و اسپانیا، تصمیمات به شدت مشکوک داورانی چون «بایرون مورنو» (مردود کردن گل سالم ایتالیا و اخراج توتی) و «جمال الغندور» (مردود کردن دو گل سالم اسپانیا)، یکی از تاریکترین نقاط تاریخ داوری جامهای جهانی را رقم زد. ایتالیاییها به قدری خشمگین بودند که قرارداد «آن جونگ هوان» (زننده گل طلایی کره به ایتالیا) با باشگاه پروجا بلافاصله فسخ شد!
-
تراژدی و افتخار همزمان برای اولیور کان: دروازهبان افسانهای آلمان، در این جام رکوردی خارقالعاده ثبت کرد و به تنها دروازهبان تاریخ تبدیل شد که توپ طلای بهترین بازیکن جام جهانی را از آن خود میکند. اما تراژدی تلخ آنجا بود که او پس از یک تورنمنت بینقص، در فینال با یک اشتباه مرگبار در دفع شوت ریوالدو، توپ را مقابل پای رونالدو انداخت و زمینهساز شکست تیمش شد. تصویر او که پس از فینال در کنار تیرک دروازه به تنهایی نشسته بود، به یکی از قابهای نمادین فوتبال تبدیل شد.
-
ضربه آزاد جادویی رونالدینیو: در دیدار حساس یکچهارم نهایی میان برزیل و انگلستان، «رونالدینیو» جوان با یک ضربه ایستگاهیِ حیرتانگیز از فاصله ۳۵ متری، توپ را از بالای سر «دیوید سیمن» (دروازهبان انگلیس) به تور دروازه دوخت. این گل هوشمندانه که بسیاری تا سالها بحث میکردند شوت بوده یا سانتر، مسیر قهرمانی سلسائو را هموارتر کرد.
-
پرواز ترکان عثمانی و سریعترین گل تاریخ: تیم ملی ترکیه با نسلی طلایی موفق شد به مقام سوم مسابقات دست یابد. در بازی ردهبندی مقابل کره جنوبی، «هاکان شوکور»، مهاجم افسانهای ترکیه، تنها ۱۰.۸ ثانیه پس از سوت آغاز بازی دروازه میزبان را باز کرد و نام خود را به عنوان زننده سریعترین گل تمام ادوار تاریخ جامهای جهانی جاودانه ساخت.
-
حذف زودهنگام غولها: این جام قتلگاه مدعیان بود. علاوه بر فرانسه، تیم ملی آرژانتین (که با مارچلو بیلسا یکی از ترسناکترین تیمهای جهان بود) و همچنین پرتغالِ نسل طلایی (با حضور لوئیس فیگو)، در همان مرحله گروهی در کمال ناباوری از گردونه مسابقات کنار رفتند.
جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان
جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان، همانطور که بهدقت و زیبایی اشاره کردید، آوردگاهی بود که با هنرنماییهای مسحورکننده در «آخرین رقص» زینالدین زیدان و پایان شوکهکنندهاش در فینال برلین گره خورده است. در شبی که ایتالیایِ «مارچلو لیپی» پس از رسوایی بزرگ شرطبندی و تبانی (کالچوپولی) از درون زخمی بود، آتزوری توانست از دل این بحران ویرانگر یک اتحاد پولادین بسازد. این جام با قهرمانی تیمی به پایان رسید که در جنجالیترین فینال تاریخ، پس از ضربه سر معروف زیدان به سینه «مارکو ماتراتزی» و اخراج تلخش، موفق شد در ضربات پنالتی طلسمشکنی کند و جام چهارم را به رم ببرد.
اما این تورنمنت فراموشنشدنی، بوم نقاشیِ اتفاقات و رکوردهای جاودانه دیگری نیز بود:
حوادث و اتفاقات ماندگار جام جهانی ۲۰۰۶
-
دیوار بتنی برلین (شاهکار کاناوارو و بوفون): تیم ملی ایتالیا در این تورنمنت نمایشی بینقص از دفاع ایتالیایی (کاتناچو مدرن) ارائه داد. آنها در تمام طول مسابقات تنها دو گل دریافت کردند (یک گل به خودی توسط کریستین زاکاردو و یک پنالتی در فینال توسط زیدان). «فابیو کاناوارو»، کاپیتان ایتالیا، با نمایشی خارقالعاده رهبر این سد نفوذناپذیر بود و در پایان همان سال به عنوان یک مدافع، برنده توپ طلای جهان شد.
-
رقص مرگبار زیدان در برابر مربع جادویی: در مرحله یکچهارم نهایی، فرانسه به مصاف برزیلی رفت که با «مربع جادویی» خود (رونالدو، رونالدینیو، کاکا و آدریانو) مدعی بلامنازع قهرمانی بود. در این مسابقه، زیدان یکی از بینقصترین نمایشهای فردی تاریخ فوتبال را ارائه داد و با یک پاس گل دیدنی به «تیری آنری»، رویای قهرمانی سلسائو را به تنهایی بر باد داد.
-
نبرد خونین نورنبرگ: دیدار مرحله یکهشتم نهایی میان پرتغال و هلند، به خشنترین بازی تاریخ جامهای جهانی تبدیل شد. «والنتین ایوانوف»، داور روس مسابقه، در این نبرد پربرخورد ۱۶ کارت زرد و ۴ کارت قرمز از جیب خود خارج کرد تا رکوردی تاریخی از خشونت و بیانضباطی در یک مسابقه فوتبال به ثبت برسد.
-
تراژدی دورتموند در دقیقه ۱۱۹: بازی نیمهنهایی میان ایتالیا و آلمانِ میزبان، یکی از حماسیترین مسابقات تاریخ بود. در حالی که بازی در ورزشگاه مخوف سیگنال ایدونا پارک (که آلمانها هرگز در تاریخ خود در آن نباخته بودند) رو به ضربات پنالتی میرفت، «فابیو گروسو» در دقیقه ۱۱۹ و «الکساندرو دلپیرو» در دقیقه ۱۲۰ با دو گل تماشایی قلب ژرمنها را در خانه شکستند.
-
رکوردشکنی مریخی در سایه ناکامی: با وجود حذف زودهنگام برزیل، «رونالدو نازاریو» در بازی مقابل غنا پانزدهمین گل خود در تاریخ جامهای جهانی را به ثمر رساند و با عبور از رکورد دیرینه «گرد مولر» آلمانی، موقتاً به بهترین گلزن تمام ادوار جامهای جهانی تبدیل شد.
-
چرخه انتقام در پنالتیها: ایتالیا که پیش از این سابقه بسیار تلخی در ضربات پنالتی داشت (حذف در ۱۹۹۰، ۱۹۹۴ و ۱۹۹۸)، این بار با خونسردی تمام ضربات خود را در فینال به گل تبدیل کرد. در مقابل، «دیوید ترزگه»، مهاجم فرانسه که در فینال یورو ۲۰۰۰ با یک گل طلایی قلب ایتالیاییها را شکسته بود، تنها پنالتی از دست رفته فینال را به تیرک افقی کوبید تا چرخه انتقام در فوتبال به دراماتیکترین شکل ممکن کامل شود.
جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی
جام جهانی ۲۰۱۰، همانگونه که بهدقت توصیف کردید، تقابل دراماتیک صداهای بدوی و هنر مدرن بود. در هیاهوی کرکننده ووووزلاها، اسپانیایِ «ویسنته دلبوسکه» با سمفونی دقیق، مالکیتی و بینقص «تیکیتاکا» مستطیل سبز را به تسخیر خود درآورد. فینال ژوهانسبورگ آوردگاهی خشن بود که در آن هنر در برابر بازی فیزیکی هلندیها مقاومت کرد تا سرانجام با شلیک نجاتبخش «آندرس اینیستا» در دقیقه ۱۱۶ ماتادورها برای اولین بار بر بام جهان بایستند. اینیستا در آن لحظه تاریخی، پیراهن خود را درآورد تا پیام روی زیرپوش خود را به جهان نشان دهد: «دنی خارکه، همیشه با ماست»؛ ادای احترامی تکاندهنده به کاپیتان فقید اسپانیول که یک سال پیش از آن درگذشته بود.
-
تراژدی غنا و «دست شیطان»: بیشک دراماتیکترین لحظه جام در یکچهارم نهایی میان اروگوئه و غنا رقم خورد. در آخرین ثانیههای وقت اضافه، «لوئیس سوارز» ضربه سر بازیکن غنا را که در حال ورود به دروازه بود، با دست بیرون کشید و اخراج شد. «آساموا ژیان» پنالتیِ حاصل از این خطا را به تیرک کوبید تا غنا از تبدیل شدن به اولین تیم آفریقایی راهیافته به نیمهنهایی باز بماند و اروگوئه در ضربات پنالتی پیروز شود. سوارز در آن شب برای قاره آفریقا به یک شیطان و برای کشورش به یک قهرمان ملی بدل شد.
-
پدیده غیرفوتبالی به نام «پل پیشگو»: هشتپایی به نام «پل» (Paul the Octopus) در یک آکواریوم در آلمان، با پیشبینی دقیق و ۱۰۰ درصدیِ تمام بازیهای تیم ملی آلمان و همچنین مسابقه فینال، به بزرگترین پدیده رسانهای و پاپکالچر این مسابقات تبدیل شد و توجه تمام جهان را به خود جلب کرد.
-
لگد کاراتهکارانه و سیو تاریخی کاسیاس: فینال این دوره رکورددار دریافت کارت زرد (۱۴ کارت) در تاریخ فینالهای جام جهانی است. تصویر ماندگار خشونت این بازی، لگد وحشتناک و کاراتهکارانه «نایجل دیجانگ» به قفسه سینه «ژابی آلونسو» بود که در کمال ناباوری فقط یک کارت زرد در پی داشت. پیش از گل اینیستا نیز، «ایکر کاسیاس» (سن ایکر) با مهار فوقالعادهی موقعیت تکبهتکِ «آرین روبن» با نوک پا، ناجی بزرگ اسپانیا لقب گرفت.
-
توپ جنجالی «جابولانی»: آدیداس برای این مسابقات توپی به نام جابولانی طراحی کرد که به دلیل حرکتهای کاملاً غیرقابل پیشبینی در هوا، به کابوس وحشتناک دروازهبانان و سوژه اصلی اعتراضات بازیکنان تبدیل شد. با این حال، بازیکنانی چون «دیگو فورلان» (برنده توپ طلای مسابقات) با تسلط بر این توپ، گلهای از راه دور خیرهکنندهای به ثمر رساندند.
-
گل ارواح و تولد تکنولوژی خط دروازه: در مرحله یکهشتم نهایی، شوت سهمگین «فرانک لمپارد»، هافبک انگلستان، پس از برخورد به تیرک افقی دروازه آلمان، کاملاً از خط عبور کرد اما داور آن را ندید. این اشتباه فاحش داوری که زمینهساز حذف انگلیس شد، چنان جنجالی به پا کرد که فیفا را مجبور به پذیرش و استفاده از «تکنولوژی خط دروازه» (Goal-line technology) در دورههای بعدی کرد.
-
قهرمانی با طعم اقتصاد در گلزنی: اسپانیا تورنمنت را با یک شوک بزرگ و شکست ۱ بر صفر مقابل سوئیس آغاز کرد. آنها در ادامه مسابقات با سبک مبتنی بر مالکیت توپِ خود، تمام مسابقات مرحله حذفی (یکهشتم، یکچهارم، نیمهنهایی و فینال) را با نتیجه اقتصادی ۱ بر صفر پیروز شدند. اسپانیا با به ثمر رساندن تنها ۸ گل در کل تورنمنت، رکورد کمگلترین قهرمان تاریخ جامهای جهانی را به نام خود ثبت کرد.
جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل
جام جهانی ۲۰۱۴، همانگونه که بهزیبایی اشاره کردید، آوردگاهی بود که با یک شوک آخرالزمانی در حافظه فوتبال ثبت شد. برزیلِ میزبان که به دنبال پاک کردن کابوس «ماراکانازو» در سال ۱۹۵۰ بود، در نیمهنهایی با زلزلهی ۷-۱ آلمان در ورزشگاه مینیرو (رویدادی که به «مینیرائوزو» شهرت یافت) تحقیر شد و اعتباری که دههها برای ساختنش تلاش کرده بود، در عرض چند دقیقه فرو ریخت. در فینال نیز آلمانِ منسجم و بینقصِ «یواخیم لو»، در نبردی نفسگیر مقاومت آرژانتین را در وقتهای اضافه شکست تا با کنترل سینه و شلیک والیِ بینقص «ماریو گوتزه»، قلب «لیونل مسی» در ماراکانا بشکند و ژرمنها به اولین تیم اروپایی تبدیل شوند که در خاک قاره آمریکا جام را بالای سر میبرند.
حوادث و اتفاقات ماندگار جام جهانی ۲۰۱۴
-
رکوردشکنی بیرحمانه در شب ویرانی برزیل: در همان شب تاریخی ۷-۱، اتفاقی به غایت تلختر برای برزیلیها رقم خورد. «میروسلاو کلوزه»، مهاجم کهنهکار آلمان، گل دوم تیمش را به ثمر رساند و با رسیدن به رکورد ۱۶ گل زده، از «رونالدو نازاریو» (مریخی) عبور کرد و به تنهایی به بهترین گلزن تمام ادوار تاریخ جامهای جهانی تبدیل شد؛ آن هم در خاک برزیل و پیش چشمان اشکبار خود رونالدو که در ورزشگاه حضور داشت.
-
پرواز هلندی پرنده و مرگ تیکیتاکا: در همان روزهای ابتدایی جام، تکرار فینال دوره قبل میان اسپانیا و هلند برگزار شد. «رابین فنپرسی» با یک شیرجه استثنایی و ضربه سر پروازی، یکی از زیباترین گلهای تاریخ را به ثمر رساند. هلند در آن بازی اسپانیای مدافع قهرمانی را ۵-۱ در هم کوبید تا ناقوس مرگ سبک «تیکیتاکا» به بیرحمانهترین شکل ممکن به صدا درآید.
-
خالق شگفتی در گروه مرگ: پیش از آغاز جام، گروهی متشکل از سه قهرمان سابق جهان (ایتالیا، انگلستان و اروگوئه) در کنار کاستاریکا، بیشک «گروه مرگ» لقب گرفت. اما در کمال ناباوری، این کاستاریکا بود که با درخشش خیرهکننده دروازهبانش «کیلور ناواس»، به عنوان صدرنشین صعود کرد و ایتالیا و انگلیس را در همان دور گروهی به خانه فرستاد! کاستاریکا در این جام تا مرحله یکچهارم نهایی بالا رفت و شگفتیساز بزرگ مسابقات شد.
-
دندانهای خونآشام در مستطیل سبز: در جریان دیدار حساس اروگوئه و ایتالیا در مرحله گروهی، «لوئیس سوارز» در یک درگیری با «جورجیو کیهلینی»، شانه مدافع ایتالیایی را گاز گرفت! داور صحنه را ندید، اما جای دندانهای سوارز روی شانه کیهلینی جهان را در شوک فرو برد. فیفا بلافاصله سوارز را به مدت ۴ ماه از تمام فعالیتهای فوتبالی محروم کرد.
-
حسرت ابدی مسی و جایزه تلخ: لیونل مسی با نمایشهای درخشانش یکتنه آرژانتین را تا فینال کشاند و در پایان تورنمنت نیز جایزه توپ طلا (بهترین بازیکن جام) را دریافت کرد. اما تصویر او در حال دریافت این جایزه، در حالی که با نگاهی پر از حسرت و چشمانی بیروح به جام طلایی قهرمانی در چند قدمیاش خیره شده بود، به نمادینترین و تلخترین قاب مسابقات برای آرژانتینیها تبدیل شد.
-
دیوار انسانی ایالات متحده: در بازی مرحله یکهشتم نهایی میان آمریکا و بلژیک، «تیم هاوارد»، دروازهبان ایالات متحده، با ثبت ۱۶ سیو (مهار توپ) رکوردی تاریخی و دستنیافتنی در یک مسابقه جام جهانی از خود به جای گذاشت و با وجود شکست تیمش، از سوی رئیسجمهور وقت آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت.
-
ورود نوآوریهای ملموس به فوتبال: این جام علاوه بر استفاده رسمی از تکنولوژی خط دروازه، میزبان یک نوآوری ساده اما بسیار کاربردی بود؛ اسپری محوشونده. داوران برای اولین بار از این اسپری برای مشخص کردن محل دقیق خطای ضربات ایستگاهی و فاصله خط دفاعی استفاده کردند که سرعت و نظم بازیها را به شدت افزایش داد.
جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه
جام جهانی ۲۰۱۸، همانطور که بهزیبایی اشاره کردید، «آغازگر عصر VAR» بود؛ جامی که در آن چشمان دیجیتال به کمک عدالت در مستطیل سبز آمدند. در زیر باران سیلآسای ورزشگاه لوژنیکی مسکو، فرانسه با تکیه بر سازماندهی بینقص و سرعت مهارناپذیر «کیلیان امباپه»، رویای سیندرلایی کرواسی و «لوکا مودریچ» خستگیناپذیر را با نتیجه ۴ بر ۲ به پایان رساند تا خروسها پس از بیست سال، ستاره دوم را بر پیراهن خود بنشانند.
-
تکرار تاریخ پس از ۶۰ سال (سایه پله بر سر امباپه): «کیلیان امباپه» ۱۹ ساله با گلزنی در فینال مسکو، دست به کاری زد که از زمان جام جهانی ۱۹۵۸ سوئد بیسابقه بود. او پس از پادشاه پله، به دومین بازیکن نوجوان تاریخ فوتبال تبدیل شد که موفق میشود در فینال جام جهانی گلزنی کند و نویدبخش ظهور یک ابرستاره جدید برای دهههای آینده شد.
-
انقلاب VAR و رکوردشکنی پنالتیها: ورود تکنولوژی کمکداور ویدیویی (VAR) تأثیری شگرف بر جریان مسابقات گذاشت. در این تورنمنت به لطف بازبینی صحنهها، ۲۹ ضربه پنالتی اعلام شد که یک رکورد مطلق و دستنیافتنی در تاریخ تمام ادوار جامهای جهانی به شمار میرود.
-
ماراتن فراانسانی کرواتها: رسیدن کرواسی به فینال یک معجزه فیزیکی و ذهنی بود. آنها در تمام بازیهای مرحله حذفی (مقابل دانمارک، روسیه و انگلستان) در حالی پیروز شدند که ابتدا از حریف عقب افتادند و مسابقه به وقتهای اضافه (و دو بار به ضربات پنالتی) کشیده شد. در واقع کرواسی معادل یک بازیِ کاملِ ۹۰ دقیقهای بیشتر از فرانسه دویده بود و با پاهایی سربی اما قلبی بزرگ پا به فینال گذاشت. لوکا مودریچ به پاس این رهبری بینظیر، توپ طلای مسابقات را از آن خود کرد.
-
نفرین قهرمانان، گریبان ژرمنها را گرفت: سنت شوم حذف مدافعان عنوان قهرمانی در مرحله گروهی، این بار به سراغ آلمانِ مقتدر آمد. ژرمنها که مدافع قهرمانی بودند، در آخرین بازی گروهی اسیر ضدحملات برقآسای کره جنوبی شدند و با دریافت دو گل در وقتهای اضافه (از جمله گل سون هیونگ-مین که با فرار به سمت دروازه خالیِ مانوئل نویر به ثمر رسید)، در قعر جدول گروه خود قرار گرفتند و با تحقیرآمیزترین شکل ممکن به خانه بازگشتند.
-
پیوستن «دشان» به کلوب نخبگان: با سوت پایان فینال، «دیدیه دشان» (سرمربی فرانسه) پس از «ماریو زاگالو» برزیلی و «فرانتس بکنباوئر» آلمانی، به سومین فرد در تاریخ فوتبال تبدیل شد که توانسته هم به عنوان بازیکن (کاپیتان در سال ۱۹۹۸) و هم به عنوان سرمربی، فاتح جام جهانی شود.
-
ضدحمله ۱۴ ثانیهای و تراژدی ژاپن: یکی از زیباترین و دراماتیکترین بازیهای جام، دیدار بلژیک و ژاپن در مرحله یکهشتم نهایی بود. ساموراییها ۲-۰ پیش افتادند اما بلژیکِ «روبرتو مارتینز» بازی را به تساوی کشاند. در آخرین ثانیه از وقتهای تلفشده (دقیقه ۹۴)، در حالی که ژاپن روی یک ضربه کرنر خیمه زده بود، بلژیکیها توپی را ربودند و با یک ضدحمله تیمیِ بینقص که تنها ۱۴ ثانیه طول کشید، توسط «ناصر چادلی» گل پیروزی را به ثمر رساندند و قلب قاره کهن را شکستند.
-
شاهکار تکنفره رونالدو در شب سوچی: در همان روزهای ابتدایی جام، تقابل پرتغال و اسپانیا یکی از حماسیترین مسابقات مرحله گروهی را رقم زد. در این تساوی ۳-۳، «کریستیانو رونالدو» با ثبت یک هتتریک تاریخی که با یک ضربه ایستگاهیِ بینقص در دقایق پایانی کامل شد، قدرت مهارناپذیر خود را در ۳۳ سالگی به رخ جهانیان کشید.
جام جهانی ۲۰۲۲ قطر
جام جهانی ۲۰۲۲، همانطور که بهزیبایی توصیف کردید، اولین آوردگاه زمستانی خاورمیانه بود که در آن «لیونل مسی» با عبای عربی (بشت) بر فراز قله فوتبال ایستاد. این تتویج فرهنگی، تصویری بینظیر از پایانِ موفقیتآمیزِ بزرگترین ماموریت فردی تاریخ ورزش بود؛ لحظهای که ثابت کرد فوتبال را «تمام کرده است». فینال لوسیل، جایی که نبوغ محض و رهبریِ مسی با هتتریک ویرانگر و شورشیِ امباپه به تساوی ۳-۳ کشیده شد، بیاغراق مرزهای هیجان و درام را در تاریخ ورزش جابهجا کرد.
اما این تورنمنت بینظیر که با شعار «اکنون همهچیز است» (Now is All) برگزار شد، بوم نقاشیِ اتفاقات جاودانه دیگری نیز بود:
-
سیو تاریخساز «دیبو» در دقیقه ۱۲۳: در حالی که تنها چند ثانیه تا پایان وقتهای اضافه فینال باقی مانده بود و همهچیز بوی ضربات پنالتی میداد، «رندال کولو موآنی» مهاجم فرانسه با دروازهبان آرژانتین تکبهتک شد. کشش فراانسانی و مهار توپ با پای چپ توسط «امیلیانو (دیبو) مارتینز»، بیشک مهمترین و نفسگیرترین سیو تاریخ جامهای جهانی بود؛ نجاتی معجزهآسا که رویای مسی و یک ملت را زنده نگه داشت تا در ضربات پنالتی تکمیل شود.
-
معجزه شیرهای اطلس (شکستن سقف شیشهای قاره سیاه): تیم ملی مراکش با رهبری «ولید الرکراکی» و حمایت بینظیر هوادارانش در دوحه، دست به کار بزرگی زد. آنها با دفاعی بتنی، قلبی بزرگ و فداکاری تیمی، اسپانیا و پرتغال را در مراحل حذفی کنار زدند و به اولین تیم آفریقایی و عربزبان تاریخ تبدیل شدند که به مرحله نیمهنهایی جام جهانی راه مییابد.
-
هتتریک تلخ و تراژیک پادشاه آینده: «کیلیان امباپه» در فینال دست به کاری زد که از زمان «جف هرست» انگلیسی در سال ۱۹۶۶ کسی قادر به انجامش نبود؛ ثبت هتتریک در فینال جام جهانی. او با ۸ گل آقای گل مسابقات (برنده کفش طلا) شد، اما چهره مغموم او پس از سوت پایان، نماد بازیکنی بود که یکتنه تمام بار تیمش را به دوش کشید، اما برای پیروزی در حماسیترین فینال قرن کافی نبود.
-
شوک اول و رستاخیز آلبیسلسته: داستان قهرمانی آرژانتین از یک کابوس مطلق آغاز شد. در کمال ناباوری، یاران مسی در اولین مسابقه خود با نتیجه ۲ بر ۱ مغلوب عربستان سعودی شدند. این شکست که یکی از بزرگترین شگفتیهای تاریخ جام جهانی بود، غرور آرژانتین را در هم شکست، اما همزمان آنها را بیدار کرد تا با ذهنیتی تازه وارد میدان شوند؛ جایی که هر بازی پس از آن، حکم یک فینال مرگ و زندگی را برایشان پیدا کرد.
-
پایان تلخ برای کریستیانو در آخرین رقص: در نقطه مقابل اوجگیری مسی، «کریستیانو رونالدو» تورنمنتی پرحاشیه و کابوسوار را سپری کرد. او در مراحل حذفی نیمکتنشین شد و پس از سوت پایان بازی مقابل مراکش، تصویر خروج انفرادی او از تونل ورزشگاه الثمامه در حالی که به شدت میگریست، پایان تلخ و دردناکِ رویای جام جهانی برای یکی از دو اسطوره بزرگ قرن را رقم زد.
-
انقلاب در وقتهای اضافه و فوتبالِ بیوقفه: این تورنمنت از منظر قوانین نیز یک نقطه عطف بزرگ بود. فیفا برای مبارزه با وقتکشی، به داوران دستور داد تا تمام ثانیههای تلفشده (شادیهای گل، مصدومیتها و VAR) را موبهمو محاسبه کنند؛ تصمیمی که منجر به اعلام ۱۰ تا ۱۵ دقیقه وقت اضافه در بازیها شد. نتیجهی این قانون، گلهای دراماتیک فراوانی در دقایق ۱۰۰ به بعد بود (نظیر گل نبوغآمیز هلند به آرژانتین در دقیقه ۱۰۱ روی یک ضربه آزاد تمرینشده).





